تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
نموده‌اند كه چون عالىجناب ولايت شعار شيخ الاسلام اعظم قرة اولياء العالم حاجى زين الدين على شاه اجابت دعوت ربانى فرموده بود [ 70 الف ] آن جناب از بيداخويد به ارادهء پرسش تعزيه از راه تفت متوجه شد . چون به تفت رسيد در آن نزديكى كاروانسرايى بود كه جناب مشار اليه بنا فرموده بود و قريب رودخانه بود و سيلاب آمده و ديوار انداخته بود . جناب قدس سره توقف فرمود و استاد و اجرا طلب نمود و باز به حال عمارت آورد . چنانچه سنگى هست و قدم مبارك آن جناب به آن رسيده و اكنون بر گوشهء ديوار است . بعد از آن هر گاه سيلاب به مقابل آن سنگ رسيد به قدرت اللّه تعالى ميل داده به طرف ديگر مىرود و اين معنى مشهور گشته و به زبانهاى خاص و عام افتاده و مردمان جاى قدم شيخ بزرگوار را زيارت مىكنند . بعد از اتمام عمارت به بندرآباد [ تشريف ] فرمود و به خانه‌اى كه مشهور است به « خانهء جولاهان » نزول كرد و سه روز گذشته به خانقاه نرفت و به تعزيه حاضر شد . حضرت شيخ - الاسلام اعظم افتخار اولياء ما تقدم شيخ حاجى محمد شاه نور اللّه مرقده كه صاحب عزا و برادر بود عزم كرد كه به ديدن بابا شيخ على رود . جمعى گفتند كه او مريد است و شما فرزند و برادر فوت شده او را بايد آمد تا شما را ببيند . آن جناب فرمود آنچه حق تعالى به او كرامت كرده حالى غريب و عجيب است ، اما مصلحتى مىداند كه نمىآيد ، ما برويم . چون برفتند جناب بابا شيخ على فرمود مرا [ 71 ب ] به ديدن شما مىبايست آمد ، بنا بر موانع تقصير شد . حاجى شمس الدين محمد شاه فرمود الحال به خانقاه تشريف دهيد . در جواب گفت نخواهم آمد ، زيرا كه در طريقت راست نباشد كه من پا به آستانهء سلطان حاجى محمود شاه گذارم و آواز پاى من به مرقد سلطان نرسد . اين بىآدابى نخواهم كرد و نرفت و چون مراجعت نمود روى بر روضهء آن جناب كرده به عقب مىرفت تا از ديوار بست بيرون رفت . شيخ قطب الدين ابراهيم نقل كرده كه جناب ولايت قباب در تواضع و تفقد احوال ميان امير و فقير تفاوت ننهادى و هر يكى را جهت تبرّك قرصى نان و قرصى پنير دادى و روزهء سنتى بسيار داشتى . چون ميهمانى رسيدى افطار فرمودى .