تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
[ 62 الف ] بىترش‌رويى بدل هركس كه شور عشق يافت * همتش زن مرد سازد تلخ ازو شيرين شود ور بود ابرو ترش هر جا بود شيرينئى * تلخ گردد به روى و بيقدر و بىتمكين شود از دعاى اوليا گر دخترى گردد پسر * نىعجب از صدق اهل اللّه ، دو صد چندين شود
ايضا از شيخ قطب الدين ابراهيم مرويست كه فرمود روزى به خلوت عالى جناب ولايت مآب رفتم ، ديدم كه كسوت مباركش تر بود . گفتم اى شيخ چه حالتست كه جامهء مبارك شما به آن مىماند كه آبى به آن رسيده باشد . فرمود در فلان دريا در فلان موضع فلان كشتى غرق مىشد ، مسلمانان كه در آن كشتى بودند از خاندان حضرت شيخ عالم تقى الدين دادا محمد مدد طلب كردند و استغاثه نمودند . من رفتم و مدد حالى كردم و به عنايت اللّه تعالى به راه آوردم و از غرقاب نجات يافتند ، نظم :
هر كه شد مستغرق درياى وحدت يك نفس * يا بود ملاح بحر فكرت از چندين جهات در جهان هرجا كه باشد كشتيى از بيم غرق * همت او آردش تا ساحل امن و نجات
ايضا شيخ سعيد قطب الدين ابراهيم عليه الرحمه نقل كرده كه عورتى نابينا كه در نابينايى چند فرزندزاده بود نزد جناب ولايت مآب آمده [ 62 ب ] التماس كرد كه دعا كن تا چشمم بينا شود . آن جناب فرمود من بندهء ضعيفم ، چگونه حق تعالى را امر توانم كرد كه چشم نابينا را بينا كند . آن عاجزه الحاح و شفاعت كرد و گفت اعتقاد اين شكسته آنست كه دعاى تو مستجاب خواهد بود . شيخ دعا كرد . آن عورت به قدرت اللّه تعالى بينا گرديد و باقى عمر به ملازمت آن جناب آمدى و از زمرهء صالحات شد ، بيت :
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 596 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى