تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
شيخ الاسلام ممالك تاج دين حق على * ابن محمود بنيمان ناشر امن‌وامان
از فروغ شمس و قمر اشهر و اظهرست و اين ضعيف را حد آن نيست كه از عهدهء بيان عشرى از اعشار آن بيرون تواند آمد و راضى به آن هم نميشد كه صحايف اين اوراق از ذكر احوال خير مآل آن جناب خالى ماند . بنابرآن از ارواح مقدسهء حضرات ائمهء معصومين صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين استدعاى همت نموده مجملى از آن كه محمد بن حسن [ 56 ب ] بن حسين بن على الشريف به اقلام صحت اثر در مؤلفات خود مرقوم خامهء بلاغت نشان گردانيده مبين مىگردد ، بمنه و كرمه . نقل است كه چون مغفور مبرور مسعود نجم الدين محمود عليه الرحمة و المغفره من اللّه الودود كه پدر نسبى عاليجناب ولايت مآب بود والدهء سعيدهء عفيفه‌اش غفر اللّه لها را به نكاح درآورد و مواصلت واقع شده ماده خلقت ميمون و نسبت همايون عالىجناب هدايت شعار از مستودع صلب نقل كرده در مستقر رحم قرار گرفت يك روز درويشى صاحب حال به رسم شى اللّه به در دولت سراى ايشان رفت . والدهء صالحه‌اش چنانچه رسم عفايف خيرات مىباشد ماحضرى به درويش رسانيد . درويش سائل گفت اى عزيزه حضرت عزت جلت عظمته فرزندى بزرگ بشما حوالت فرموده ، زينهار حاضر باشيد و از لقمهء شبهه‌اش نگاهداريد كه دولتهاى دو جهانى سرنوشت ويست . عزيزه كه درج آن گوهر گرانمايه و برج اختر بلند پايه بود سمعا و طاعتا گفته تقبل و تعهد نمود و بعد از آن از همه وجه به نوعى كه توانست محافظت بجاى آورد [ 57 الف ] ، و چون آن عاقبت محمود از كتم عدم قدم به صحراى وجود نهاد حضرت سلطان الاولياء و الاقطاب شيخ تقى الدين دادا محمد رفعه اللّه مكانه فى دار السلام در موضوع محمدآباد ميبد بر نجم الدين محمود كه پدر نسبى عالى - جناب قدس‌سره بود التماس تشريف حضور حضرت شيخ بزرگوار كرد كه به ضيافت برد . حضرت شيخ از راه كرم قدم در خانهء آن مرد عاقبت محمود نهاد و فرمود