تازيانه [ و ] شاقشانه و شلتاق باز يافت مىكنند و بدين جهات عمارات روى به خرابى گذاشته و مزارات و مساجد از مفارقت حفاظ شيرين كلام و مؤذنان خوشالحان مهجور و مدارس از مصاحبت طلبهء علوم محروم مانده و آشخانهها را دود حيرت از سر متصاعد گشته و فقرا و مساكين آوارهء ديار ناكامى گرديدهاند . اميد به كرم حضرت قادر مختار آنكه رشحات سحاب مكرمت خاقان كامكار افسردگيهاى جهان بىآب و رنگ را طراوت و نظارت بخشد و چشمهسار دين و دولت به آبيارى مرحمتش تشنهلبان باديهء ناكامى را سيراب اميد سازد و از فيض فضل معدلتش غرفات مدارس رشك روضات هشت بهشت شود و به دستيارى سياستش دست متغلبه از تصرف مال وقف كوتاه گردد ، رباعى :
اى مفتخر از لطف تو شاهان جهان * [ 54 ب ] احكام جهان مطاع تو فتنهنشان
معمور ز تدبير تو شد كشور دل * آباد ز راى روشنت عالم جان
در خلال اين مقال و در اثناى اين حال ناگاه هاتف غيبى نداى اين مقال به گوش هوش مسود اوراق رسانيد كه ، مصراع :
اى ز خدا غافل و از خويشتن
چه مىگويى و چه مىسرايى ، شعر :
پير و جوان در خطر از كار تو * شهر و ده آزرده ز پيكار تو
نه تو مدتى بنابر حبّ جاه و دولت اختيار نظارت موقوفات خطهء يزد نموده پشت بر مسند جلالت گذاشتى و از حال فقرا و درويشان غافل بودى و مال اوقاف بر خود مباح دانسته صرف اسباب و تجملات مىنمودى تا زبردستى روزگار ابواب تفرقه و پراكندگى بر روى دولت تو گشاد و ابواب طريق حصول آمال و امانى انسداد يافته تا پاى در وادى غربت و سرگردانى نهاده در حيرتآباد هند افتادى