تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
و زبان زمانه نداى اين ادا به گوش هوشت رسانيد ، نظم :
هر دم صور تفرقهء گوناگون * آمد ز پس پردهء تقدير برون جان گشت ز بسيارى اندوه زبون * دل نيز ز زخم غصه شد غرقه به خون
اكنون خود را ناصح امين تصور كرده [ 55 الف ] آنچه بر زبان بنانت مىآيد بر صفحهء تقرير مىنگارى و مضمون اين بيت خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى به خاطر نمىآرى ، بيت :
مرا كه نيست ره و رسم لقمه پرهيزى * چرا مذمت رند شرابخواره كنم

حاجى زين الدين عليشاه

مورخين بلاغت شعار در كتب معتبره روايت كرده‌اند كه بخشندهء بىمنت جهانبين حضرت شيخ تقى الدين دادا محمد را به جمال چهار قرة العين روشنايى داده بود كه هر يك در ميدان ولايت‌گوى كرامت ربوده بودند . نخستين سلطان المحققين سلطان حاجى محمود شاه است كه مجملى از اوصاف حميده و كرامات پسنديدهء آن جناب رقمزدهء كلك بيان گشت . و ديگرى حاجى زين الدين عليشاه است كه در ملازمت والد غفران مآب به سفر خير اثر بيت اللّه الحرام رفته و در اثناى راه از قافله جدا مانده بود و چندانكه طلب نمودند آن درّ گرانمايه را نيافتند . بعد از ده روز كه به ذات العرق رسيدند در حالت احرام حاجى عليشاه در صحرا پيدا گشت بر شيرى سوار . اهل قافله از مشاهدهء آن امر غريب تعجب‌كنان پيش رفتند و از حال پرسيدند . فرمود چون راه گم كرده در بيابان تنها ماندم به خدمت حضرت [ 55 ب ] خضر نبى على بنينا و عليه السلام رسيده ده روز در ملازمت آن حضرت بودم و به اشارهء راه نمايندهء فقيران بر شير سوار گشته بدين مقام آمدم . چون از شير فرود آمد آن سبع