تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
كنم ، شرم داشتم . آن جناب فرمود بسيار مىخواهى از سرّ اين امر اطلاع يا بى ؟ گفتم بلى . فرمود دو شيخ بودند و با هم گفتگويى داشتند . حضرت رسالت پناه صلى اللّه عليه و آله و سلم [ 51 ب ] جواب ايشان به من رجوع فرموده بودند . منقول و مشهور است كه يكى لولى در راهى مىرفت و كمانچه مىنواخت . صداى غريب از آن به مسامع عليهء حضرت سلطان العرفا حاجى نجم الدين محمود شاه آمد و حالى عجيب ظاهر شد و به غايت خوشوقت گشت . در آن زمان عالى - جناب ولايت مآب شيخ زين الدين على بنيمان حاضر بود . سلطان در اثناى جذبه از لولى پرسيد كه چه ميخواهى ؟ كمانچه‌اى گفت دراز گوشى دارم پاره‌اى كاه مىخواهم و به جهت صرف معاش مقدارى ذرت . عاليجناب شيخ زين الدين على گفت اى سلطان صورت و معنى آنچه به خاطر مبارك رسيده كه به كمانچه‌سراى انعام فرمايى به على بنيمان بخشش كن كه آنچه او خواست اين فقير به او دهد . سلطان حاجى محمود شاه فرمود گنج توفيق يافتى كه قابلى نه كابلى . بدان اى محقق كه محققان را هر صدايى كه به گوش مىرسد ضميمهء كشف حقايق و موجب ازدياد دقايق مىشود و ارواحشان به ترقى عالم علوى فايز و فايق و مقلدان مقتدى را كه ميلان خواطر جز به لذات نفسانى و راحات ابدانى نيست از نغم نعم به التذاذ نفس اماره طالب و راغب‌اند سبحان اللّه در يك جمال [ 52 الف ] هر باصره را عليحده اثرى و از هر مثال هر سامعه را خبرى ، بيت :
اين طرفه كه از يك خم ، هر يك ز ميى مستند * وين طرفه كه از يك ره ، در هر قدمى خارى
عاليجناب بابا شيخ على بيداخويدى فرموده كه يك نوبت سلطان اكابر اوليا سلطان حاجى محمود شاه فرمود كه اى على بنيمان با هوى « 1 » و هوس چه مىكنى . گفتم به زحمت از خود دفع مىكنم . آن حضرت دو انار به من عطا كرد و گفت يكى هوى « 1 » و يكى هوسست ، بخور تا تمام دفع و رفع شود . چون تناول كردم به قدرت اللّه
هامش
( 1 ) - اصل : هوا
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 583 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى