فرخنده بقعهاى و مبارك عمارتى * در نيكويى بديع و به پاكيزگى سمر
با سقف او سپهر بلند است بىمحل * با صحن او بهشت برين است بىخطر
بر ضمير منير جمعى از اصحاب اعتقاد كه به صيقل رياضات و مجاهدت مصقل گشته و پرتو لمعات آفتاب اشراق الهى بر صفحهء سينهء ايشان تافته ظاهر و باهر خواهد بود كه سلاطين ذوى الاقتدار و حضرات مشايخ ولايت شعار و اولاد امجاد با عز و اعتبار قرى و مزارع و باغات و صحارى و حقابه و دكاكين و طواحين از بلده و بلوكات يزد و اصفهان و ابرقوه بر بقعهء شريفه و مزار منوره و خانقاه و مدرسهء سركار سلطان المشايخ عالم شيخ تقى الدين دادا محمد و سركار حضرت ولايت مرتبت كرامت منقبت سلطان المحققين سلطان حاجى نجم الدين محمود شاه وقف نمودهاند و در « محلهء شيخ داد » و موضع بندرآباد و اشكذر و عزآباد و بيده و عقد او هفتادر و اردكان خوانق و بقاع ساخته [ 53 ب ] املاك و رقبات بسيار بر هر يك وقف كرده اطعام به جهت فقرا و مساكين مرتب داشتهاند و آن موقوفات را « موقوفات دادائيه » موسوم نمودهاند . و موقوفات آن سركارات به حدى رسيده بود كه محاسب و هم از تفصيل و تعداد آن به عجز و قصور اعتراف داشته و دارد و با آنكه بسيارى از آن به تصرف اهل تغلب در آمده و مابقى خراب و باير و ارحاصل افتاده درين تاريخ كه چهار مرحله از سنهء ثمانين و الف هجريه هجرت كرده از نقد و جنس هر ساله قريب به مبلغ هشتصد تومان تبريزى شاهى حاصل آن سركارات مىشود . و با وجود آنكه حضرت سيادت منقبت نجابت مرتبت افادت و افاضت رتبت حقايق و معارف آگاه خلف السادا ؟ ؟ ؟ العظام المشرف بطواف ركن و المقام نظاما ميرزا محمد كاظماى دادايى زبده و خلاصهء اولاد امجاد سلطان المشايخ است و توليت شرعى به خدام معظماليه نسبت دارد عمال و مباشرين اوقاف آن سركارات با بركات را ملك [ 54 الف ] طلق خود دانسته حصهء اناث را به علت مواجب و حق التصدى و رسومات متصرف مىگردند و رسد ذكور را ارباب وظايف ابرام شعار به ضرب