كامل كياست [ 47 ب ] آن زبده و خلاصهء نبى و ولى به وفور فضيلت موصوف و ضمير وافر فراستش به صفت نصفت معروف ، آفتاب طالعش چون اقبال آفتاب بىزوال و كرايم اخلاقش مانند اخلاق كرام در مرتبهء كمال ، مثنوى :
سپهر فضل و مهر اوج افضال * نهال مثمر گلزار اقبال
آثار تصفيهء باطن در ناصيهء خجسته ميامنش ظاهر و انوار تزكيهء نفس نفيس از مطلع جبين مبينش با هر ، نظم :
نورى كه جهان ز پرتوش بهرهور است * تابان ز فروغ روى خير البشر است
در حسن سيرت و نقاء سريرت دستپرورد عنايات سبحانى و به جودت طبيعت وحدت قريحت جامع انواع فضايل نفسانى ، ذهن سليمش در ادراك اقسام علوم به درجهء كمال ترقى نموده و طبع مستقيمش در ميدان اكتساب فنون قصب السبق از قضا ربوده ، رباعى :
اى گشته كلامت از حقايق مخبر * از كلك تو اسرار دقايق ظاهر
ز الفاظ تو انوار معانى روشن * از خط تو نامهء فضايل فاخر
در سنهء ثمان و سبعين و الف دست عنايت بخشندهء بىمنت زمام اختيار توليت سركار فيض آثار سلطان المحققين به حسب ارث شرعى به كف كفايت خدام قدوهء سادات عالىمقام نهاد . بنابرآن آن حضرت از دار السلطنهء اصفهان عنان توجه به خطهء يزد انعطاف فرموده در اهرستان جنت نشان در باغى كه معمار همت عالى نهمتش عمارت فرموده بود رحل اقامت گسترد . همواره خوان خلق و احسان بر روى روزگار فروماندگان و فقرا و درويشان گشاده زنگ زداى دل متقيان مىگردد .
[ 48 الف ] و در اوايل سنهء تسع و سبعين و الف عنايت بىغايت حضرت سبحانى