مبادا غبارى از كسى در ضميرم باشد و سخنى كه در حق ايشان بگويم قبول نيابد .
اول با حضرت عزت تعالى مناجات كردم و آن حضرت [ را ] كه احكم الحاكمين است بر خود گواه گرفتم كه فرداى قيامت بنده را با هيچ آفريده بحثى نيست و بر هيچكس حقى نى . هركس هرچه كرده يا بكند از ايذاء و آزار و ظلم به صدق او را حلال كردم ، ازين سبب نصيحت مؤثر افتاد ، نظم :
در حق كسى كه صد بدى با ما كرد * گر دست دهد هزار نيكى بكنم
بدان اى عزيز كه صيت كمالات و كرامات سلطان ولايت دستگاه از شرق به غرب رسيده و خوان نعمت الوانش بر روى فقرا و مساكين كشيده ، هر كه به اخلاص روى ارادت به عتبهء عليهاش آورد از محنت دارين خلاصى يافت و هر كه گردن از متابعت آن حضرت و اولاد عظام و مريدانش پيچيد ديگر سراميد برنيافت ، بيت :
هر كه خاك مرقد پاك تو تاج سر نساخت * دست بر سر برد تا دستار جويد سرنيافت
لاجرم سلاطين جم آيين و خواقين بهرام تمكين و امراء اخلاص قرين [ 46 الف ] و اشراف و اعيان ممالك ايران و توران حلقهء ارادت آن حضرت در گوش جان جاى داده ربقهء اطاعتش بر دوش اخلاص گرفته قرى و مزارع و مستغلات « 1 » بيشمار كه از حيطهء ضبط مستوفيان عطارد نشان بيرونست بر مزار فايض الانوار سلطان - المشايخ و اولاد امجاد و مريدان آن حضرت وقف نموده مدارس و خوانق و مساجد ساخته و پرداخته به جهت سر كار هر يك مبلغى كرامند تعيين و آشخانهها و دار الضيافه مرتب داشتند ، مقرر فرمودهاند كه وظيفهء ساليانه علما و طلبه و راتبهء هر روزهء فقرا و غربا و درويشان و مستحقان از حاصل آنها سرانجام و مرتب گردد و مدارس به وجود شريف علماء دانشور و فضلاء فضيلت سمر و طلبهء توفيق اثر رواج و رونق داشته به افاده و استفاده قيام و اقدام نمايند و تا مدتى به سعى و اهتمام عالىجناب مغفرت اياب شيخ الاسلام اعظم سعيد خلف الاولياء الحميد امير شيخ
هامش
( 1 ) - اصل : مستقلات