[ 46 ب ] دادايى و حضرت سيادت منقبت و غفران پناه سلالة الاوليا الواصل الى رحمة اللّه امير سلطان احمدا كه از اعاظم اولاد امجاد سلطان المحققين و افتخار المدققين شيخ تقى الدين دادا محمدا عليه الرحمه و الغفراناند به شروط مقرر صرف گشته سر كارات در كمال نسق و رونق بوده و روزبهروز موقوفات مزبور در تزايد .
درين اوقات بنا بر جهاتى كه خامهء فصاحت قرين را ياراى اظهار و بيان كشف گفتار حقايق آن نيست عمارات روى به خرابى آورده و چراغ مساجد خاموش گشته و مدارس از مفارقت علما و طلبه خاك ادبار بر مفارق خويش پاشيده و دود حسرت از روزنهء دماغ آشخانهها متصاعد گرديده و رسم راتبه و صادر و وارد از خوانق و مزارات متبركه برافتاده و بنابر اقتضاى حكمت الهى تا غايت هيچ صاحب دولتى را توفيق رفيق نگشته كه در باب تعمير و معمورى و آبادانى آن سركار سعى نمايد .
انشاء اللّه تعالى منبعد به يمن [ 47 الف ] كمال معدلت و نصفت خاقان فريدون حشمت كيخسرو كياست سكندر شوكت دارا پناه سليمان بارگاه ، نظم :
شه كامران عدالت نهاد * خديو جهانگير والانژاد
ابواب اين مراد بر روى اميد اهل فضل و دانش برگشايد . و التوفيق من اللّه تعالى و هو القادر على ما يشاء .
بر ضمير منير ارباب معارف و خاطر ازهر اصحاب عوارف واضح و لايح خواهد بود كه حضرت سيادت منقبت افادت و افاضت پناه حقايق و معارف آگاه افتخار آل سيد الورى زبدهء گزيدگان « و يطهركم تطهيرا » شمسا ميرزا محمد كاظما از طرف پدر نيك اختر سلالهء دودمان حضرت رسالت و اختر نوربخش برج ولايت است ، شعر :
اى نور سيادت از جبينت روشن * از طور تو ظاهر است اخلاق حسن
و از جانب والدهء ماجده خلف دودمان طاوس رياض ارشاد و عندليب حدايق رشاد مؤمل الاولياء و الاقطاب المستغنى باعتلاء جنابه عن الاطناب فى الالقاب مطلع انوار الهدى السلطان الشيخ تقى الحق و الدين دادا محمدا است و الحق طبع