ناگاه از دستش خطا شد و بدريايى كه مانند عمان است افتاد . اميرزاده از روى تفأل بغايت درهم شد و حاضران از آن حالت قرين صدگونه ملالت گشتند . صاحب « فتوحات » كه خود به رأى العين مشاهدهء آن احوال نموده ذكر كرده كه بعداز ساعتى درّ مذكور بر سر نى پاره از آب بيرون آمد . شراب دار را نظر بر آن افتاد و فرياد بر آورد كه اينك درّ شخصى در آب رفته گرفت و يكى از ارباب نظم در اين باب گفته :
قطعه :
درى كه نمودى در شب چون مهتاب * از گوش شهنشاه در افتاد به آب
تا خاطر نازكش ملالت نبرد * نى پارهاى آورد ز دريا به شتاب
[ 274 الف ] بر ضماير اولوا البصاير پوشيده نماند كه در بلدهء حيدرآباد فردى از افراد واقعات هندوستان كه مرقوم شده بود كه صورت آن به نظر كيميا تأثير پادشاه حشمت تمكين دهلى رسيده مسود اوراق مطالعه نمود چون خالى از غرابتى نبود به همان عبارت درين صفحه ثبت گرديد .
اول - آنكه در صوبه مالوبه به خانهء لاله نام گازرى دخترى حامله بود ، به تاريخ پنجم ذى قعدهء سال نهم جلوس ميمنت مأنوس خاقان جهان عالمگير پادشاه بچهاى زاد كه شش پا و دم داشت و در سر او مقدار يك انگشت شاخى بود . به مجرد بر آمدن از شكم دانه و كاه مىخورد و شير نمىخورد .
ديگر - در موضع بور به سه كروهى « 1 » احمدآباد به خانهء خسرو نام زرگر دخترى متولد شد به همان تاريخ كه يك پستان كلان داشت و از آن شير برمىآمد و در پاى بيست انگشت داشت و تمامى موى او سفيد بود و هر دو گوشش سوراخ كلان بود .
ديگر - در همان ايام در كشمير به موضع بحور كه تا شهر سه كروه است به خانهء لاله نام كشميرى فرزندى متولد ، شد دو سر و چهار پاى داشت و قد او يك ذرع بود .
ديگر - در همان تاريخ امير خان صاحب صوبه كابل [ 274 ب ] خربزهاى
هامش
( 1 ) - كروه - ثلث فرسخ ( فرهنگ نفيسى ) .