تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
بود در آن اوان اعتراف داشته و او رقم نسخ بر احكام شريعت غرّا كشيده باديهء ضلالت و غوايت مىپيمود و با لشكرى كه به نوك سنان مغفر مهر از فرق سپهر ربودندى از شهر بيرون آمده مستعد قتال و جدال بايستاد . غازيان عظام و حاميان حوزهء اسلام به يمن دولت پادشاه اسلام در حملهء اول فيّاض را با بسيارى از قوم او بر خاك هلاك انداخته بقية السيف مشعشع در بلاد و امصار متفرق شدند و حالا جمعى در بصره متوطن و متابعت مذهب [ 273 الف ] حق ائمهء اثنى عشر مىنمايند . در سنهء اثنى و ثمانين و الف كه اين ضعيف از راه بصره متوجه هندوستان بود و به جهت رسيدن موسم قريب هفت ماه در آن بلده اقامت نموده در آن حين قرا مصطفى پاشا حاكم آنجا طرح جشنى انداخته قوم مشعشع را طلب كرده امر فرمود تا قريب پنجاه خروار هيمه در ميدان حاضر ساختند و چون آفتاب جهانتاب به نهانخانهء مغرب شتافت مقرر نمود تا آتش در آن هيمه زدند و بعدازآنكه نيران آتش بلند گرديد آن جماعت را به آتش بازى امر نمود . ايشان كه قريب يكصد نفر بودند به ذكرى كه معهود ايشان بود قيام نموده يك يك وجد كنان به ميان آتش رفتند و كنده‌هاى نيمه افروخته را برداشته در دهن مىبردند و از دهن آتش افشانده در ميان آتش خفتان و غلطان و وجدكنان به ذكر اشتغال نمودند ، تا آنگاه كه تمامى آن آتش را به دست و دهان معدوم و نابود ساخته خاكسترها را به باد بردادند . و اين امر غريب كه از غرايب حكاياتست مسود اوراق خود مشاهده نموده . و مشهور است كه آن جماعت آب دهن خود را به دهن هر كس كه كنند بعد از آن آن شخص حالى بهم مىرساند كه آتش او را نمىسوزاند . [ 273 ب ] حكايت - در « نگارستان » مذكور است كه در شهور سنهء ثمانين و سبعمائه حضرت صاحب‌قران گيتىستان بنابر انتقام والى خوارزم از سمرقند حركت نموده اميرزاده ميرانشاه را قراول گردانيد . شاهزاده چون به منزل سه پايه كه يكى از منازل راه خوارزم است رسيد بنابر فرط حرارت آفتاب خواست كه يكدم در آب جيحون نشيند و درّ قيمتى در گوش داشت ، بيرون كرده خواست كه به يكى از ملازمان سپارد