تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
دور آن‌چنان كه گفتم نزديك اين چنين‌ام * نه تاب وصل دارم نى طاقت جدائى
ديگرى با نالهء جانسوز در مقام « كرج » اين شعر درج مىنمود كه ، شعر :
سوخت محرومى ديدار چنان پيكر ما * كه زهم ريزد اگر دل طپد اندر بر ما
بيك ناگاه فلك كج رفتار بدم كشى زمانهء غدار ناپايدار آهنگ مخالف عراق ساز نموده آواز جانسوز سوختن جهاز بلند گرديد . سركن پركن بيرون دويده چه ديد خن كشتى مانند گلخن حمام آتش گرفته به‌قدر مقدور در اطفاء نايرهء غضب الهى سعى بىحاصل نموده خلاص از دست و تجار از ديده آب ريختند . چون [ 204 ب ] خواست جناب احديت تعلق بر افناء و اعدام اموال و اسباب بسيار و حرق و غرق خلقى بىشمار گرفته بود آبها كار روغن كرده باعث ازدياد مىگرديد تا شعله‌ور گرديد « يفعل اللّه ما يشاء و يحكم ما يزيد » سبحان اللّه طبقات كشتى ياد از دركات جحيم مىداد و صفير آتش نداى « يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما كنزتم لانفسكم فذوقوا ما كنتم تكنزون » به گوش ارباب هوش و شعلهء بستهاى زر تارى طلا و نقره صداى « الذين يكنزون الذهب و الفضه و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم به عذاب اليم » به سمع جمع مىرسانيد . بعد از يأس زبانيهء جهاز كه هشتاد نفر بودند خود را به سنبك عقب دبوسه رسانيده و در كار روانه شدن كه سوداگران كه قريب به يكصد نفر و بيست نفر عبيد و آقا بودند خود را از برج و باره عرشه و دبوسه افكنده هفتاد نفر به مورى رسيده تتمه ده بيست كس كه جرأت افتادن نكرده از غلام و كنيز و دو سه مغول سوخته سى چهل كس ديگر غريق بحر فنا گرديدند . « انا للّه