به سفر شش منزل مرتبهء فرزينى يابد ، بيت :
از سفرها شاه كيخسرو شود * بىسفرها ماه كى خسرو شود
[ 175 الف ] و اگر كسى به گوشهء مسكنى كه دارد سر فرود آرد و از محنتآباد وطن قدم بيرون ننهد از مشاهدهء عجايب بلاد محروم و از صحبت اكابر عباد بىبهره ماند ،
شعر :
چو شاهباز به جولان در آى و سيرى كن * چو جغد چند توان بود در پس ديوار
و در اخبار حكما وارد شده كه شمشير تا از غلاف بيرون نيايد در معركهء مردان سرخروى نگردد ، و قلم تا در طريق سير از سر قدم نسازد نقش عبارات زيبا بر صفحهء وجود ظهور نيابد . آسمان كه در سفرست از همه بالاتر است و زمين كه همواره در سكونست پايمال و لگدكوب هر عالى و دونست ، قطعه :
به جرم خاك و به گردون نگاه بايد كرد * كه اين كجاست ز آرام و آن كجا ز سفر
سفر مربى مرد است و آستانهء جاه * سفر خزانهء مال است و اوستاد هنر
درخت اگر متحرك شدى ز جاى به جاى * نه جور اره كشيدى و نى جفاى تبر
مرا دوستى بود خوش منظر و خندان روى كه در دبستان خرد بسى تجربه كسب نموده و در گلستان جهان انواع گلمراد و حرمان چيده و در باغ روزگار بسيار ميوهء تلخ و شيرين چشيده و مراحل بحر به فكر و انديشه پيموده و منازل برّ و اقاليم شرق و غرب به قدم سعى طى كرده ، بيت :
سفر كرده در بحر و بر سالها * [ 175 ب ] شده مطلع بر همه حالها