تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
چون اين سخنان استماع كردم در بحر تفكر فرو رفته بعد از ساعتى سر بر آورده گفتم آنچه فرمودى عين شفقت و مرحمت است و دقيقه‌اى از دقايق نصيحت فرو نگذاشتى . اما اين مهم كه من اختيار نمودم به جهت منفعت و حب مال و جاه نيست ، بلكه فايدهء آن توفيق يافتن است كه در آن حال تواند دوستان را به لطف نواختن و كار عجزه و فقرا ساختن و از آن منفعت دنيا و توشهء آخرت انباشتن ، شعر :
همت بلند دار كه نزد خدا و خلق * باشد به قدر همت تو اعتبار تو
و هر كه درجهء بلند يافت اگر چه چون گل كوتاه زندگانى باشد خردمندان به سبب ذكر جميل او را دراز عمر شمرند و آنكه دون همت و در پى آزار خلايق باشد و به جهت ذخيرهء مال عمل دنيا اختيار كند و در آن حال عجب و غرور را سرمايهء خود سازد اگر چه دير پايد نزديك اهل كمال قدر و اعتبارى نداشته باشد و ازو حسابى نگيرند ، بيت :
سعديا مرد نكو نام نميرد هرگز * مرده آنست كه نامش به نكوئى نبرند
چون اين سخنان به عرض او رسانيدم مانند غنچه خندان گرديد [ 166 الف ] و زبان بيان بر گشاد و در اداى سخن داد فصاحت داده گفت ، شعر :
اى دل به جهان چهرهء بهبود مجوى * در بحر فلك گوهر مقصود مجوى مىباش ز جستن فراغت فارغ * چيزى كه به دهر نيست موجود مجوى
اى يار عزيز به تصور فايدهء وهمى و منفعت خيالى خود را در مهلكه انداختن و به مهم موقوفات دخيل شدن دليل جهلست . هيچ عاقل زهر به يقين و ترياك به گمان نخورد و هيچ خردمند محنت نقد را به راحت نسيه قبول نكند ، شعر :
نيست برابر به نزد مردم دانا * يك دمه غم با هزار ساله تنعم
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 749 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى