چرا ديريست كه حكما گفتهاند ، شعر :
حرص است كه جمله را به دام اندازد * و اندر طلب مال حرام اندازد
حرص است كه جمله خلق را ز آسايش * باز آرد و در رنج مدام اندازد
[ 167 الف ] و چنان مىنمايد كه رأى تو بدين قرار گرفته است و عزيمت تو بر امضاى اين مهم تصميم يافته ، بارى به اين سخن گوشدار كه دانشمندان به آن اشاره نمودهاند كه هر كه در كارى شروع كند بايد كه چنانچه مدخلش را دانسته مخرجش را نيز ببيند و از آغاز مهم نظر به انجام انداخته ضرر و نفع آن را به ميزان عقل بسنجد ، تا رنج بيهوده نكشيده نقد عمر عزيز را بر باد فنا نداده باشد ، مثنوى :
تا نكنى جاى قدم استوار * پاى منه در طلب هيچ كار
در همه كارى كه در آيى نخست * رخنهء بيرون شدنش كن درست
و من از روى دوستى و مودت آنچه مىدانستم گفتم و به سخن خردمندان عمل كردم كه گفتهاند ، بيت :
مدار پند خود از هيچكس دريغ و بگو * اگر چه از طرف مستمع بود تقصير
سحاب قطرهء باران ز كوه وا نگرفت * اگر چه در دل خارا نمىكند تأثير
چون اين فصل به آخر رسانيد يكديگر را وداع نموده اين ضعيف متوجه جنتآباد يزد گرديد و بعد از ورود به آن خطهء بهشت منزله به استقلال تمام و شعف مالاكلام در مهم مزبور شروع نمود .
بدان اى عزيز كه احكام و ارقام واجب الاكرام و مثال لازم الامتثال كه از