ركناباد ميبد
مجاوران آن محل به زيور صلاح و عبادت آراسته جبلتشان به صداقت سرشته است و بيشترى در علم طبابت تتبع نموده كمال مهارت و وقوف دارند . مشهور است كه يكى از ايشان گوسفندى خريده ذبح نمود و كلهء گوسفند را به كنار نهرى برده تا پاك و طاهر نمايد . ناگاه از دستش افتاده آب برد . چون ممرّ آب مضيق بود و داخل نمىتوانست شد دستهء علف در دست گرفته در پيش ممر بايستاد و چنان كه گوسفند را طلب كنند كله را طلب مىنمود و بعد از ساعتى كه از باز آمدن سر گوسفند مأيوس گشت متوجه خانه شده با خود مىگفت كه ظاهرا منزل صاحب اول را بلد بوده و بدانجا رفته باشد .
و ايضا ديگرى در صحرا سير مىكرد ناگاه نعل پاره يافت و چون نمى - دانست كه چه چيز است به خدمت رئيس برده تحقيق فرمود . چون [ 148 ب ] رئيس نيز از شناخت آن عاجز بود كدخدايان و دانشمندان را طلب كرده احوال بگفت . بعد از تأمل بسيار و ملاحظهء آن نعل پاره قاضى فرمود كه ماه كهنه است كه از آسمان بر زمين افتاده . همگى بر دانش او آفرين كردند .
بدرآباد بالا
در يك فرسخى قصبهء ميبد واقع گشته . يكى از متوطنان آن موضع به راهى مىگذشت ، سوزن خياطى يافت و چون قبل از آنچنان جنسى به چشمش درنيامده بود به نزد اعقل موضع برده تا مشخص سازد كه چه چيز است . پس از تأمل بسيار آن دانشمند فرمود كه ظاهرا بچهء سوزن جوالدوز باشد .
قنات شيرين
قريهايست در حوالى قصبهء طيبهء اردكان . در سوابق ايام از آن چشمه قطرهء آب مانند چشم يتيمان به صد حسرت برون مىآمد و به عنوان ملكيت در تصرف عورتى مجوسيه شيرين نام بود و او چنان دلربايى بود كه ماه تمام از تابش رخسار درخشان او رشك مىبرد و مهر جهانافروز از عكس عارض دلفريبش در عرق