بنفشه رسته و سبزه دميده * نسيم صبح جيب گل دريده
شقايق بر يكى پا ايستاده * چو بر شاخ زمرد جام باده
و از اطراف و جوانب آن مرغزار چشمهها و قنوات جارى و به موضع « فراشاه » مىآيد و به آب چشمههاى آنجا مخلوط شده به قريهء تفت مىآيد و آن را « آب تفت » مىنامند .
و در سر « محلهء سردسير » به موضع « پاى چنار » مشهورا دو چشمه جارى مىگردد : يكى را سعدآباد و ديگرى را نصيرى مىگويند .
در « تاريخ جديد يزد » مذكور و مسطور است كه به سعى نصير الدين نام شخصى قنات سعدآباد نصيرى جارى گرديده و جمعى برآنند كه شخصى بوده و دو چشمه جارى ساخته و چون ميخواسته كه به حكم لاتثنى الا و قد تثلث به اجراى قنات ديگر كمربندد در اثنائى كه مقنيان به حفر نمودن آن قنات مشغول بودند آوازى مىرسد كه « نه سيرى » ! يعنى سير نمىشوى ، و دست از آن باز داشته قنات اول را « سعدآباد » و ثانى را « نسيرى » نام مىگذارد و الحال در دفاتر و اسناد « نصيرى » [ 123 ب ] به صاد مرقوم مىگردانند . به هر تقدير چشمهء سعدآباد و نصيرى با يكديگر ممزوج [ گشته ] و از ميان قريه در باغات و منازل گذشته به خانقاه مىآيد .
ذكر خانقاه بهشت بنياد تفت
بدان اى عزيز كه بانى آن خانقاه دلگشا نواب سيادت و نقابت منقبت كرامت و ولايت مرتبت اختر نوربخش برج رسالت و نيّر جهانتاب سپهر جلالت مقتداى عرب و العجم سلطان اوليا و مرشد طوايف امم شاه نور الدين نعمت اللّه ولى [ است ] كه قطب اولياء زمان و قدوهء اهل ايمان و آفتاب آسمان عرفان و مخدوم جهان و جهانيان بوده و فى الواقع خانقاه مذكور رشك روضهء جنان است . و در وسط آن كوشكى رفيع عالى ساخته شده مشهور به صفهء صفا . و بر اطراف خانقاه بيوتات و غرفات جهت مسكن مساكين و زهاد ساخته شده و مطبخى نيكو عمارت شده و يوما فيوما