عمارت انداخته صفهء عالى و طنبى و گنبدها ترتيب داد و حوضى مانند فكر عقلا عميق و مانند همت كريمان پهناور در پيش ايوان ساخت و بعد از آنكه بلدهء يزد به تصرف اميرزاده اسكندر در آمد به تجديد عمارت امر فرمود . و خواجه جلال الدين محمود خوارزمى نيز در تعمير آنها همت گماشت . و به مرور ايام خرابى تمام به حال عمارت راه يافته از حيطان انتفاع افتاده بود معمار همت عالى حضرت رفيع منزلت سامى مرتبت سيادت منقبت ملاذ و ملجاء ايام و كامكار انام ميرزا شاه ابو البقا كلانتر به تعمير آن همت گماشت و باغى احداث فرموده مشجر ساخت و اكنون در كمال آبادانى و نهايت معموريست ، چنانچه در وصف آن گويند ، قصيده :
اين قصر بىنظير كه منظور عالم است * چون چرخ بر كشيده و چون خلد خرم است
بر خلق صد هزار در از خرمى گشاد * گويى درو مفرح ارواح مدغم است
بر باد داد آب رخ عرصهء ارم * باغش كه چون حديقهء فردوس درهم است
صحن مباركش چه عجب گر شد از صفا * جام جهان نماى خداوند او جم است
از فيض ابر بخشش دريا نوال او * چون چشم بحر چشمهء خورشيد پرنم است
بادا ز يمن دولت و بخت جوان او * چرخ كبود پوش كه پير مقدم است
[ 122 الف ] قريهء ارم تمثال تفت شعر :
ازو تا يزد يك شب در ميان است * بهشتى گر به عالم هست آن است
آن قريهء بهشت بنياد در ميان كوه واقع شده ، شعر :