تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
هيچ كس نمىتواند حكم او را تعقيب نمايد و در آن چون و چرا كند و غير خدا مالك هيچ چيز نيست جز آنكه خدا آن را به او اعطاء كرده باشد . پس بر انسان عارف نسبت به مقام پروردگارش واجب است كه هرگز نفس خود را سبب مستقلّى نپندارد و نگويند من فلان امر را فردا به انجام مىرسانم يعنى فعل را به خودش نسبت ندهد و بداند كه خداست كه به او قدرت و توان انجام آن فعل را اعطاء كرده و موانع انجام آن را بر طرف نموده و شرايط وقوع آن را تحقّق بخشيده است و هر آن كه اراده كند مىتواند اين قدرت را از او سلب كرده يا شرايط را رفع نموده و موانعى ايجاد نمايد . پس انسان نبايد خود را در انجام عملش مستقل ببيند و ادعاى استقلال در عمل و بىنيازى از مشيّت و اذن الهى را بنمايد ، و هرگز ادّعاى انجام عملى را در موعد معيّن نكند جز آنكه كلام خود را مقيّد به مشيّت و اذن خدا نمايد و بگويد : من اين كار را فردا انجام مىدهم اگر خدا بخواهد كه انجام بدهم ، اگر نخواهد ، انجام نخواهم داد . سپس مىفرمايد : هنگامى كه اين امر را فراموش كردى و از ياد بردى كه در كلام خود ( ان شاء اللّه ) را به كار ببرى به مجرّد اينكه به ياد آورى ، مجددا به ياد پروردگارت باش و خود را تسليم او نما و بگو اميدوارم پروردگارم مرا به امرى راهنمايى كند كه رشد آن از ذكر خدا بعد از فراموشى بيشتر باشد و آن امر ذكر دائمى و بدون فراموشى است . ( 25 )
( وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً )
: ( و در غارشان سيصد سال بسر بردند و نه سال بر آن افزودند ) ، در اينجا اشاره به مدت درنگ اصحاب كهف در غار مىنمايد و مىفرمايد كه آنها سيصد سال در غار خوابيدند بلكه نه سال هم بر آن اضافه كردند . و اين عدد نه سال مطابق روايتى از حضرت على عليه السّلام دلالت بر تفاوت سال شمسى با قمرى مىنمايد يعنى به سال شمسى آنها سيصد سال در غار بودند و به سال قمرى 309 سال بوده‌اند و تفاوت تقريبى سه قرن به سال شمسى و قمرى همين حدود ( سه ماه كمتر ) است و اين مقدار تقريب در كلام كاملا جائز است .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 89 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر