و آنگاه در تتمهء كلام مىفرمايد : اينها از نشانههاى خداست كه هر يك به وجود او و رحمت بىمنتهايش دلالت مىكنند ، و هركس را خدا هدايت كند اوست كه حقيقتا هدايت يافته ، همانگونه كه خداوند اصحاب كهف را به جهت ايمانشان هدايت فرمود و هر كس را كه خدا گمراه كند ، ( البته به دليل فسق و كفرش ) ديگر هيچ كس جز خدا نمىتواند او را هدايت كرده و امور او را سرپرستى كند .
( 18 )
( وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً )
:
( وضعيّت آنها چنان بود كه فكر مىكردى بيدارند امّا خفته بودند ، ما آنها را به پهلوى راست و چپ مىگردانديم و سگ آنها بر آستانه غار دستهاى خود را گشوده بود ، اگر آنها را مىديدى هر آينه از آنها روى مىگرداندى و از ترس آنها وجودت آكنده مىشد ) ، اين آيه اشاره دارد كه آنها چشمانشان هنگام خواب گشوده بوده و لذا هر كس آنها را مىديد گمان مىكرد بيدارند ، امّا در واقع خواب بودند و خداوند به لطف و قدرت بىمنتهايش آنها را از راست به چپ و بالعكس حركت مىداد ، تا بدنهايشان به زمين نچسبد و نپوسد و قواى بدنيشان در اثر بىحركتى و خمود در مدّت طولانى از كار نيافتد .
و سگ آنها به جهت نگهبانى از ايشان دو دست خود را بر آستانهء غار روى زمين باز كرده بود و در تمام اين مدّت همراه ايشان بود ، همچنين حالت آنها آنچنان ترسناك و رعبآور بود كه اگر كسى از نزديك آنها را مىديد از ترس و از بيم خطرى كه از ايشان احساس مىكرد پا به فرار مىگذاشت تا خود را از امر ناپسندى كه از ناحيهء آنها حس مىكرد مصون بدارد و قلب انسان از مشاهده آنها مملوّ از وحشت و ترس گشته و اين ترس سراسر وجود او را از رعب و وحشت پر مىكرد « 1 » .
هامش
( 1 ) . و همين امر باعث شد تا بتپرستانى كه در تعقيب آنها بودند ، دست برداشته و متوارى شوند ، ( مترجم ) .