تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
هدايت كند و ايشان را از شرّ دشمنانشان محفوظ بدارد و به رحمت و قدرت خود وسايل نجات آنها را مهيّا كند . ( 11 )
( فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً )
: ( پس در آن غار ساليان معدودى آنها را به خواب برديم ) ،
( فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ )
يعنى خواب سنگينى را بر گوشهاى آنها مسلّط كرديم كه هيچ صدايى آنها را از خواب بيدار نكند و يا شايد مراد رفتارى نظير رفتار مادران باشد كه هنگام خواباندن كودكانشان آرام با دست به گوش او مىزنند تا حواسش متمركز شده و بخوابد ، كه در اين صورت اين عبارت كنايه از آن است كه خداى سبحان با شفقت و مدارا آنها را خواب نمود ، به هر حال اين تعبير در نهايت فصاحت است . و در خصوص تعداد سالها هم مىفرمايد : سالهايى معدود و قابل شمارش بود . ( 12 )
( ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً )
: ( و آنگاه بيدارشان كرديم تا بدانيم كداميك از دو گروه مدتّى را كه درنگ كرده‌اند نيكوتر مىشمارند ) ، مراد از ( بعث ) در اينجا بيدار كردن است نه زنده كردن ، چون آنها نمرده بودند بلكه به قدرت خدا به خوابى عميق فرو رفته بودند و ( حزب ) يعنى جماعتى كه فشرده باشند و ( امد ) يعنى مدّت زمانى محدود . و اينكه فرمود ( لنعلم ) منظور علم فعلى خداست ، و گرنه خدا جاهل نيست تا با اين عمل بخواهد علم بيابد ، و منظور از علم فعلى ، حضور معلوم و ظهور آن با وجود مخصوصش در نزد خداى سبحان است و شايد هم بشود چنين معنا كرد كه به جاى ( تا بدانيم ) بگوئيم ( تا معلوم خود را ظاهر كنيم ) ، يعنى آنچه را كه مىدانيم به منصّهء ظهور برسانيم . و مراد از دو حزب ، دو گروه از اصحاب كهفند كه با يكديگر اختلاف كردند و گفتند : چقدر خوابيديم ؟ و گروه ديگر گفتند : يك روز يا بخشى از يك روز ، امّا خدا بهتر مىداند كه آنها چقدر خوابيدند .