( 2 )
( قَيِّماً لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِنْ لَدُنْهُ وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً )
: ( تا از جانب خويش از عذابى سخت بترساند و مؤمنانى را كه كارهاى شايسته مىكنند مژده دهد كه پاداشى نيكو دارند ) .
( 3 )
( ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً )
: ( و هميشه در آن بسر مىبرند ) ، ( قيّما ) چنانچه گفته شد از نظر معنا ملحق به آيهء سابق است و كتاب ، قيّم يعنى آنچه قيام به مصالح بندگان دارد و هيچ افراط و تفريطى در آن نيست و كتب آسمانى ديگر را حفظ نموده و تدبير مىكند و بعضى از شرايع آنها را نسخ مىنمايد .
آنگاه به مصلحت انزال كتاب قرآن اشاره نموده و مىفرمايد : ستايش مخصوص خدائيست كه اين كتاب را بر بندهاش نازل فرمود و آن خالى از اعوجاج بوده و قيّم است ، تا اينكه كسانى را كه عمل صالح انجام نمىدهند و يا كافران را از عذاب شديدى از جانب خويش بترساند و مؤمنانى را كه عقيده نيكو و عمل صالح را با هم آميختهاند در مقابل احسانشان به اجرى نيكو يعنى بهشتى بشارت دهد ، كه همواره در آن جاويد خواهند بود .
( 4 )
( وَ يُنْذِرَ الَّذِينَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً )
: ( و نيز كسانى را كه گفتند : خداوند فرزند گرفته است بيم دهد ) ، و جهت ديگر انزال قرآن بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم اين بود كه تمام كسانى را كه معتقد به فرزند داشتن خداوند بودند بترساند و از عذاب الهى بيم دهد و اين افراد ، عموم كسانى هستند كه بتپرست بوده و ملائكه را فرزندان خدا مىدانستند و يا اجنّه يا مصلحين بشرى را فرزند خدا محسوب مىكردند و نيز نصارى كه مسيح را فرزند خداوند مىدانستند يا يهود كه عزير را پسر او مىناميدند ، به هر جهت انذار را در خصوص اين افراد تكرار فرمود تا تأكيد و مزيد عنايت در خصوص آنها را برساند .
( 5 )
( ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً )
: ( در اين باب چيزى ندانند ، پدرانشان نيز نمىدانستند ، بزرگ و دشوار است كلمهاى كه از دهانشان بيرون مىآيد و جز دروغ چيزى نمىگويند ) ، مىفرمايد : اين