پايينتر از او است فرزند او و اگر مساوى با اوست شريك او و اگر ما فوق اوست ولّى و غالب بر او باشد و او عزيز و مقتدر است ، لذا ذلّت در او راه ندارد كه براى رفع آن محتاج به دوست و ولّى باشد و در آخر مىفرمايد : او را تكبير گوى ، تكبير گفتنى كه سزاوار او باشد ، و خداوند بزرگتر است از آنكه وصف شود و ساحت او بالاتر است از اينكه در امرى با چيزى مشاركت داشته باشد ، يعنى خدا از هر وصف و حمد و ستايش و تنزيهى كه بندگان نمايند ، برتر و بالاتر است و همين معنا در روايت از امام صادق عليه السّلام نيز آمده است « 1 » ، و از لطائفى كه در اين سوره به كار رفته آن است كه اوّلين آيهاش با تسبيح آغاز شده و آخرين آيهاش با حمد و ستايش الهى آغاز و با تكبير او خاتمه يافته است ( و بين آن شريك را از ساحت او نفى نموده و عزّت را اثبات كرده است ) .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ( دو جلدى عربى ) جلد دوّم ، ص 91 .