اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً )
: ( محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى او فرستادهء خدا و خاتم پيامبران است و خدا به هر چيزى داناست ) اين آيه در مقام پاسخ مردمى است كه به واسطهء ازدواج پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم با همسر زيد به ايشان اعتراض كردهاند كه چرا همسر پسرخواندهات را به زنى گرفتى ؟ خداوند مىفرمايد : رسول گرامى ما پدر هيچ يك از مردان موجود و فعلى شما نيست « 1 » تا ازدواجش با همسر يكى از شما ، ازدواج با همسر پسرش باشد ، يعنى به نحو تكوينى هيچ يك از مردان موجود در زمان نزول آيه از صلب رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم متولّد نشدهاند . پس زيد هم پسر صلبى رسولخدا نيست و هيچ يك از آثار پدر و فرزندى ميان او و رسولخدا برقرار نيست ، لذا ازدواج آنحضرت با همسر زيد هيچ مانعى ندارد .
در ادامه به مسأله خاتميّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم اشاره مىكند . ( خاتم ) يعنى هر چيزى كه با آن مهر مىزنند ، يعنى نبوّت با وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مهر و ختم شده و بعد از او ديگر نبوّتى نخواهد بود . و گفتيم كه ( رسول ) يعنى آنكه حامل رسالت خداى تعالى به سوى مردم مىباشد و ( نبى ) يعنى آنكه حامل خبرى از غيب باشد كه آن غيب ، دين و حقايق آن است و لازمهء اينكه پيامبر خاتم الانبياء است اين است كه خاتم رسل نيز باشد ، چون رسالت خود يكى از اخبار و انباء غيب است و نبىّ اعم از رسول است لذا وقتى انباء از غيب با وجود ايشان خاتمه يافته ، قهرا رسالتى هم بعد از آنحضرت نخواهد بود . به اين ترتيب پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم خاتم انبياء و رسولان الهى است و ارتباط آنحضرت با مردم ارتباط از مصدر نبوّت و رسالت است ، لذا همه اعمال ايشان به امر خداى سبحان است و خدا هم كه به همه چيز داناست پس آنچه براى شما بيان كرده يا بر رسول خود ابلاغ مىكند به مقتضاى علم اوست .
هامش
( 1 ) . قاسم ، طيّب ، طاهر و ابراهيم چهار پسرى كه خدا به رسول خود داد فرزندان حقيقى آن حضرت بودهاند امّا قبل از رسيدن به حد بلوغ از دنيا رفتهاند و حضرت امام حسن و امام حسين ( عليهما السلام ) نيز در زمان نزول آيه كودك بودهاند و لفظ رجال بر آنها صادق نبوده .