تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
خدا بترس ، و تو آنچه در دل داشتى و مىدانستى كه خدا آن را آشكار مىكند از ترس مردم مخفى كردى و خدا سزاوارتر است به اينكه از او بترسى ، پس همين كه زيد بهرهء خود را از آن زن گرفت و طلاقش داد ، ما او را به همسرى تو درمىآوريم ، تا ديگر مؤمنان نسبت به همسر پسر خوانده‌هاى مطلّقه شده خود دچار زحمت نشوند و آن را حرام نپندارند و امر خدا انجام شدنى است ) مراد از كسى كه خدا به او انعام كرد زيد بن حارثه است كه قبلا برده بود و خدا به او نعمت ايمان ارزانى كرد و آنگاه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم وى را آزاد نمود و او را به فرزندى گرفت و پس از آن دختر عمّه خود - زينب بنت جحش - را به همسرى او درآورد و اينها همه انعام رسولخدا نسبت به زيد بود و ظاهرا زيد با همسرش سازش پيدا نمىكند و براى مشورت به نزد رسولخدا مىآيد و رسولخدا او را از طلاق دادن همسرش منع مىكند و مىفرمايد : او را نگه‌دار و از خدا بترس ولى سرانجام زيد همسرش را طلاق مىدهد و رسولخدا مىبايست بر طبق اين آيه با همسر او ازدواج كند ، امّا پيامبر با اينكه مىدانست اين حكم از جانب خداست از ترس مردم كه مبادا به خدا و دين او طعنه بزنند و او را سرزنش كنند اين امر را در دل خود پنهان مىكند چون بيم داشت در صورت وقوع اين امر منافقان و بيمار دلان مردم عادى را با سخنان تهى خود سست ايمان كنند و خداوند مىفرمايد : خدا سزاوارتر است كه از او بترسى ، يعنى خداست كه واجب كرده تو با همسر زيد ازدواج كنى تا به اين وسيله همه بفهمند كه همسر پسرخوانده به انسان محرم نيست و ساير مسلمانان من بعد از اين بابت در سختى و حرج نباشند و اين امر را حرام ندانند و اين همان امرى بود كه رسولخدا از اظهار آن بيم داشت امّا خداوند با اين خطاب به او ايمنى مىبخشد كه بدان ، امر خدا انجام شدنيست و ما تو را تأييد و نصرت مىكنيم و همين كه زيد بعد از برخوردارى از همسرش او را طلاق داد ما او را به عقد تو درمىآوريم ، يعنى اين امر از اختيار رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم خارج بوده و امر اين ازدواج از جانب خدا نازل شده است . و هر آينه حكم خداى تعالى مؤكّد و حتمى الوقوع است و هيچ امرى نمىتواند مانع از نفوذ حكم الهى گردد .