تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
نعمتى را كه خدا به شما عطا كرد به ياد آوريد ، آنزمان كه لشكرها بسويتان آمدند ، ما باد و لشكرى كه نمىديديد براى شما فرستاديم و خدا به آنچه مىكنيد بيناست ) ( 10 )
( إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا )
: ( هنگامى كه از قسمت فوق و از بخش پايينتر شما آمدند ، آن روز كه چشمها از ترس خيره و دلها به گلوگاه رسيد و دربارهء خدا به پندارها افتاديد ) ( 11 )
( هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً )
: ( در آن هنگام بود كه مؤمنين آزمايش شدند و سخت متزلزل گشتند ) اين آيات دربارهء يادآورى روزهاى وقوع جنگ خندق است ، كه در آن همهء گروهها و احزاب شيطان همچون كفّار قريش و غطفان و غير آنان جمع شدند كه به جانب امّت اسلام هجوم آورند و مسلمانان را از هر طرف احاطه كرده بودند ، امّا خداى تعالى نعمت را بر مسلمانان تمام كرد و بادى همچون باد صبا و نسيم سرد شبهاى زمستان بر كفّار مسلّط نمود و لشكريانى از ملائكه براى يارى مسلمانان و بيچاره كردن لشكر كفر آمدند . و خطاب به مسلمين مىفرمايد : خدا به آنچه مىكنيد بيناست ، تا با اين تنبيه و تذكّر آنها مراقب اعمال خود باشند . در جنگ خندق لشكريان كفر دسته دسته شدند ، قبيلهء غطفان و يهود بنى قريظه و بنى نضير از جانب مشرق مدينه ، يعنى بالاى سر مسلمانان بر آنها هجوم كردند و لشكر قريش و هم‌پيمانان آنها احابيش و كنانه از غرب مدينه يا جانب پايين به مسلمانان حمله نمودند . و در آنزمان از شدّت ترس و غلبهء آنان ، مسلمانان به حالت جان دادن و احتضار افتادند و چشمهايشان تعادل خود را از دست داد و جانهايشان به گلوگاه رسيد و افرادى كه منافق و بيماردل بودند با خود گفتند : به زودى كفّار بر ما غلبه مىكنند و اسلام از بين مىرود و جاهليّت مسلّط مىشود و حتّى برخى گفتند : خدا و رسول او مسلمانان را فريب داده‌اند و وعدهء نصرت خدا دروغ است و هر يك به راه و روش خود فريفته شدند و پندارهاى باطلى دربارهء خدا نمودند . و در آن زمان بود كه مؤمنان به سختى مورد امتحان قرار گرفتند و از ترس ، دچار