اين امر بدست خودشان نيست و اين خداست كه اين نعمت را به آنها رسانده و همين كه نعمتى را از دست مىدهند ، ناگهان مأيوس مىشوند و اين نااميدى امرى حادث و غير متوقّع است ، چون رحمت و سيّئه هر دو بدست خداست ولى اينها چون سطحى نگر هستند به گونهاى رفتار مىكنند كه گويا اذن خدا در اين ميان دخالتى ندارد و از دست رفتن نعمت به اذن خدا نبوده .
( 37 )
( أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ )
: ( آيا نمىبينند كه خداوند روزى را بر هر كس بخواهد توسعه داده و يا تنگ مىگيرد ؟ همانا در اين امر براى گروهى كه ايمان مىآورند نشانههايى وجود دارد )
يعنى اينكه مردم در اثر رسيدن نعمت خوشحالى كرده و در اثر رسيدن نقمت نااميد مىشوند خطاست ، مگر نمىبينند كه روزى بدست خداست و كمى و زيادى آن تابع مشيّت اوست ؟ پس انسان بايد بداند كه اگر رحمتى به او برسد ، از ناحيهء خداست و اگر هم ناملايمى برسد باز هم به مشيّت خداست و هر دوى اينها قابل زوالند پس نبايد به چيزى كه ايمن از زوالش نيست خوشحال شده يا از بابت چيزى كه اميد زوالش هست ، ناراحت و نااميد كردند و همانا در اين امر نشانههايى براى مؤمنان وجود دارد تا بدانند به سبب داشتهها نبايد خوشحال بوده و يا از بابت فقدان نداشتهها نااميد شوند . همچنانكه فرمود :
( لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
« 1 » )
( 38 )
( فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ )
: ( پس حق نزديكان و مساكين و در راه ماندگان را بده ، اين امر براى كسانى كه رضاى خدا را مىطلبند بهتر است و ايشان رستگارانند )
( ذى القربى ) يعنى خويشاوند نزديك و ارحام كه در اينجا مراد ذريّه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم هستند . و ( مسكين ) يعنى فقير بسيار بىچيز و بد حال و ( ابن سبيل ) يعنى مسافر در راه مانده و حاجتمند .
و چون در اينجا خطاب با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم است ، مراد از حقّ ذى القربى ، حقّ ثابتى است
هامش
( 1 ) . سورهء حديد ، آيهء 23 .