حفظ كند امّا خانهء عنكبوت هيچ يك از اين خاصيّتها را ندارد . همانطور كه معبودهاى دروغينى كه مشركين آنها را ولىّ خود گرفتهاند ، تنها از ولايت اسمى دارند و هيچ يك از خواص ولايت را در بر ندارند ، نه نفعى مىرسانند و نه ضررى ، نه مالك مرگى هستند و نه نشورى و همانا مثل همه افرادى كه در هر يك از امور براى خود ولىّ غير خدا بگيرند و بر آن تكيّه كنند و آن را مستقلّ در تأثير بدانند ، مانند عنكبوت و خانهء او خواهد بود ، پس اين آيه فقط شامل بتپرستان نيست بلكه هر گونه شرك خفى را نيز شامل مىشود « 1 » .
( 42 )
( إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ )
: ( خدا مىداند كه به جاى او چه چيزهايى را مىخوانند و او غالب و فرزانه است )
چنانچه ( ما نافيه ) باشد يعنى خدا مىداند كه آنچه مشركين به جاى خدا مىپرستند ، هيچ حقيقتى ندارند كه اين معنا تأكيد همان مثل سابق در آيهء قبلى است و يا اگر ( ما موصوله ) باشد ، معنا اين است كه خدا آن چيزهايى را كه به جاى او مىپرستند ، مىداند و جاهل به آنها نيست كه ايشان از ولايت جز اسمى ندارند و اين مثلى كه برايتان زديم كاملا بجا بود . و خداوند عزيزيست كه هيچ چيز بر او غالب نمىشود و در تدبير ملكش شريكى ندارد همچنانكه در خلق و ايجاد ، هيچ شريكى نداشت و نيز او حكيمى است كه همه افعالش مطابق حكمت و متقن است و در تدبير او سستى راه ندارد و هرگز تدبير خلق خود را به كسى ( از قبيل اين معبودهاى فرضى ) واگذار نمىكند .
( 43 )
( وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ )
: ( و اين مثلها را براى مردم مىزنيم امّا جز دانايان آن را تعقّل نمىكنند )
يعنى مثلهايى كه در قرآن زده شده براى همهء مردم است و عوام و خواصّ را شامل مىشود امّا مقاصد و لبّ آنها را جز اهل علم در نمىيابند و به شرافت درك حقايق آنها
هامش
( 1 ) . البته محققا توسّل به ولايت كسانى كه بازگشت ولايت ايشان به ولايت خدا باشد ، مانند ولايت رسول و ائمهء دين از شمول اين آيه خارج است چون ولايت ايشان در طول ولايت خداست و خداوند خود ، اين ولايت را به آنان بخشيده است .