حزن وقتى ايجاد مىگردد كه آن امر ناپسند واقع شده باشد ) زيرا ما تو و خانوادهات را از عذاب نجات مىدهيم غير از همسرت كه بايد از باقىماندگان در عذاب باشد .
( 34 )
( إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ )
: ( همانا ما به زودى بلايى آسمانى بر اين قريه نازل مىكنيم به جهت آنكه دائما مرتكب فسق مىشدند )
ملائكه گفتند به سبب اينكه اينها از حدود الهى و راه فطرت تجاوز كردهاند ما از آسمان عذابى برايشان نازل مىكنيم .
( 35 )
( وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ )
: ( و به تحقيق ما از آن قريه عبرت و آيت روشنى باقى گذاشتيم براى مردمى كه اهل تعقّل هستند )
يعنى از اين قريه لوط علامتى آشكار باقى گذاشتيم تا اهل تفكّر از ديدن آن عبرت گيرند و از خدا بترسند و آن علامت همان آثار و خرابههايى است كه بعد از نزول عذاب از آن قريه باقى مانده بود ، امّا امروزه آن آثار محو شده و چه بسا گفته مىشود كه بعد از هلاكت آنان ، آب دريا آنجا را فرا گرفت و آن دريا همان بحر لوط است ، امّا از ظاهر آيات قرآن استفاده مىشود كه قريهء لوط در نزديكى مكّه بوده بطوريكه همواره صبح و شام از كنار خرابههاى آنان عبور مىكردهاند « 1 » .
( 36 )
( وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ )
: ( و بسوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم كه به ايشان گفت : اى قوم من خداى واحد را بپرستيد و به روز جزا اميدوار باشيد و در زمين به قصد فساد مكوشيد )
حضرت شعيب كه هم نسب با اهالى مدين بوده براى رسالت بسوى ايشان فرستاده شده و آنها را به توحيد و اعتقاد به معاد دعوت مىكند و آنها را از فساد در زمين نهى مىنمايد و به اصلاح فرا مىخواند و ظاهرا عمدهترين فساد انگيزى قوم شعيب كم فروشى و خيانت در پيمانهء و ترازو بوده است .
هامش
( 1 ) . سورهء صافات ، آيهء 137 و 138 .