عظمت خداوند باشد . بعد از آنكه خود را از هر گونه آلودگى روحى و جسمى مطهّر نموده ، هر آينه چنين نمازى باعث مىشود كه ملكهء تقوا و پرهيز از گناهان در انسان ايجاد شود و انسان بواسطهء درك معناى عبوديّت هرگز به خود اجازه ندهد كه پروردگار و مولايش را نافرمانى كند ، در ادامه مىفرمايد
( وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ )
يعنى ذكر خدا برتر و بزرگتر است و غايت و مقصد اصلى نماز ذكر خداست كه همان تذكّر قلبى و استحضار در مقام عبوديّت باشد ، و اين ذكر زبانى و قلبى افضل اعمالى است كه صدور آن از انسان متصوّر است و از همه اعمال خير باارزشتر مىباشد چون ياد خدا آخرين مرحلهء سعادتى است كه براى انسان در نظر گرفته شد و نيز كليد همهء خيرات است .
و در آخر مىفرمايد خدا آنچه را كه شما از خير و شر انجام مىدهيد مىداند و لذا لازم است كه مراقب او باشيد و از وى غافل نگرديد و در اعمال خود نهايت دقّت را به كار ببريد تا مورد رضايت درگاه الهى باشد .
( 46 )
( وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُكُمْ واحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ )
: ( و با اهل كتاب جز به صورت نيكوتر مجادله نكنيد ، مگر افرادى از ايشان كه ظلم كرده باشند ، و به ايشان بگوييد ما به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر شما نازل شده ايمان داريم و معبود ما و معبود شما يكى است و ما تسليم او هستيم )
در اين آيه كيفيّت دعوت و تبليغ قرآن را بيان مىكند و مسلمانان را از مجادلهء با اهل كتاب ( شامل يهود ، نصارى ، مجوس ، صابئين ) نهى مىنمايد و مىفرمايد از مجادله با آنها بپرهيزيد ، مگر مجادلهاى كه بهترين نوع باشد يعنى با نرمى و سازش در گفتار همراه بوده و حق را بدون لجاجت و دشمنى اظهار نمايد و در آن ، هر دو طرف بر ظهور حق توافق داشته باشند و هدفشان روشن شدن حقيقت باشد ، بدون اينكه تعصّب كوركورانه به خرج دهند و اين چنين مجادلهاى بهترين نوع مجادله است ، امّا پس از اين گفتار عدّهاى از اهل كتاب را كه ستم كردند استثناء مىكند يعنى در صورتى كه اهل كتاب از افراد معاند و ستمكار باشند مجادلهء احسن را حمل بر ذلّت و خوارى مىنمايند و آن را