يعنى فرشتگان الهى كه براى بشارت تولّد اسحاق و از وراى او يعقوب ، نزد ابراهيم و همسرش آمده بودند ، به ابراهيم گفتند ما اين قريهء لوط را كه در نزديكى شماست ، نابود مىكنيم و به همين منظور فرستاده شدهايم ، چون اهل آنجا ظالمند و صفت رذيله ظلم در آنها مستقر شده ظاهرا قريهء لوط در نزديكى سرزمين مقدّس فلسطين كه منزلگاه ابراهيم بوده ، قرار داشته است .
( 32 )
( قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ )
: ( ابراهيم گفت : همانا لوط در اين قريه مسكن دارد ، گفتند : ما بهتر مىدانيم كه چه كسى در آنجاست ، محققا او و خاندانش را نجات مىدهيم غير از همسرش كه از باقىماندگان است )
ظاهرا حضرت ابراهيم عليه السّلام به منظور منصرف كردن عذاب از آن قريه مىگويد : لوط در آن قريه است تا شايد به سبب كرامت لوط عذاب از آنجا برداشته شود و لوط هم محفوظ بماند . امّا ملائكهء عذاب در جواب گفتند : اين مطلب از ما مخفى نيست ، امّا وجود لوط عذاب را از آنها برنمىدارد ، ولى لوط و خاندانش از عذاب مستثنى هستند به جز همسرش كه به جهت رضايت به عمل آن قوم همراه آنها باقى مانده و معذّب خواهد شد .
( 33 )
( وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ )
: ( و زمانى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند ، از آمدن آنها اندوهناك شد و از شدّت اندوه احساس بيچارگى نمود ، و فرشتگان به او گفتند : مترس و اندوه مخور كه ما نجات دهندهء تو و خانوادهات هستيم به جز همسرت كه از باقى ماندگان در عذاب است )
از آنجا كه فرشتگان به صورت مردانى جوان و زيبارو مجسّم شده بودند ، لوط ترسيد مبادا قومش قصد سوئى دربارهء آنها بكنند و او نتواند از مهمانان خود دفاع كند ، به همين دليل بسيار اندوهگين و ناراحت شد ، امّا فرشتگان به او اطمينان و آرامش دادند و گفتند نترس و اندوه نخور ( چون خوف هميشه به خاطر امر ناپسند محتمل حادث مىشود و