به جهت آزار و اذيّت مؤمنان اكنون حقيقت مطلب را بيان كرده و مىفرمايد : هر كس به خدا ايمان آورد و به بازگشت بسوى خدا اميدوار باشد و به لقاء او چشم اميد دوخته ، بايد بداند كه سرانجام روز ديدار او خواهد رسيد يعنى روز قيامت كه غايتى است كه خداوند آن را براى لقاء خود معيّن فرموده بدون هيچ شكّى آمدنى است ، و نيز بايد بداند كه خداوند گفتههاى او را مىشنود و نسبت به اعمال و احوالش داناست پس بايد ايمانى حقيقى كسب كند و ايمان زبانى شايستهء او نيست بلكه بايد ايمانى بياورد كه از قلب او نشأت گرفته و هيچ فتنه و بلايى نتواند آن را سست كند و بايد كه در راه خدا حقيقتا جهاد كند و بداند كه ثمره ايمان و جهادش فقط عايد خود او مىشود و خدا هيچ احتياجى به او و ايمانش ندارد .
پس هر قدر انسان در راه خدا كوشش كند و نهايت جدّ و جهد خود را صرف نمايد نفع آن عايد خودش مىگردد چون نهايت خير در دنيا و آخرت در جهاد در راه خداست و گرنه خداوند از همه جهانيان بىنياز و مستغنى است ، پس بر انسانهاى مؤمن واجب است كه مراقب ايمان خود باشند و در برابر ناملايمات صبر پيشه كنند .
( 7 )
( وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ )
: ( و كسانى كه ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دهند ما گناهان ايشان را از آنها محو مىكنيم و هر آينه آنها را به بهتر از آنچه كردهاند پاداش مىدهيم )
لذا عاقبت ايمان واقعى اين است كه انسان داراى كمالات و پاداشهائى مىشود كه برتر از عمل اوست ، و ايمان واقعى و لوازم آن خود فضلى از ناحيهء خداست و بايد دانست كه ايمان و عمل صالح همان جهاد است كه در آيهء قبلى ذكر شد و مراد از ( تكفير سئيّات ) عفو از گناهان است يعنى پوشاندن و محو آنها و اينكه فرمود : خداوند ايشان را به بهتر از آنچه مىكردهاند جزا مىدهد ، يعنى آنقدر درجهء ايشان را بالا مىبرد كه مناسب با بهترين اعمال آنها باشد ، و يا در هنگام حسابرسى اعمال ايشان خردهگيرى نمىكند و جهات عيب و نقصى را كه در آنهاست به حساب نمىآورد .
( 8 )
( وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ