تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
پروردگارش دعوت نمايد و به گفته‌هاى مشركان كه كتاب و آيات خدا را از مقولهء سحر و شعر خرافات و كهانت مىنامند ، توجّه نداشته باشد ، چون مدبّر امر او خداست و هرگز نبايد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم غير از خداى واحد خداى ديگرى را بپرستد و از گروه مشركان باشد . ( 88 )
( وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )
: ( و با خداى واحد معبود ديگرى مخوان كه جز او معبودى نيست ، همه چيز هلاك‌پذير است ، مگر ذات پاك او ، حكم خاصّ اوست و به سوى او برمىگرديد ) مىفرمايد : همچون مشركان با خداى واحد خداى ديگرى مخوان ، چون غير از او هيچ معبودى نيست و اين كلام ، كلمه اخلاص عبوديّت است . در ادامه مىفرمايد : هر چيزى ، يعنى هر موجودى - چون وجود از نظر مصداق مساوق « 1 » با شيئيّت است - باطل و معدوم شدنى است يعنى همه موجودات با نظر به ذاتشان باطل و معدوم هستند و هيچ حقيقتى ندارند جز آنچه از ناحيهء خداى متعال به آنها افاضه شود . پس همه چيز نابود شدنيست جز وجه خداى متعال ، وجه خدا چيزى است كه با آن براى خلقش نمودار است و خلقش بوسيله آن متوجّه درگاه او مىشوند ، كه همان صفات كريمهء او و آيات دالهء بر او مىباشند كه همه آنها با ثبوت ذات مقدّس او ثابتند ، شايد هم مراد از ( وجه ) « 2 » ذات هر چيز باشد در اين صورت معناى آيه شريفه اين است كه ، غير از خداى متعال هر موجودى كه تصوّر شود ممكن است و ممكن با نظر به ذات خودش معدوم و هالك است ، تنها موجودى كه فى ذاته راهى بر بطلان و هلاكت در او نيست ، ذات خداست كه واجب الوجود است و يا هر چه كه منتسب به او باشد ، لذا اينكه گفتيم هيچ معبودى جز خدا نيست بدليل آنست كه معبود بايد تدبير عالم را بدست داشته باشد
هامش
( 1 ) . مساوق بودن يعنى برابر بودن از نظر مصداق خارجى . ( مترجم ) ( 2 ) . وجه به حساب ابجد ، چهارده مىشود لذا وجه خداى تعالى چهارده معصومند به دليل متن زيارت جامعه كبيره . و البته چهارده معصوم مصداق اكمل و اتمّ وجه اللّه هستند نه آنكه معناى وجه اللّه منحصر در ايشان باشد . ( مصحح )