آن مكان است كه بواسطه آن تشرّف و تقرّب يافته است .
و درخت مزبور به وجهى مبدأ آن ندا و گفتگو بوده است ، اما سخن ، قائم به خداوند بوده نه قائم به درخت ، همانطور كه كلام ما قائم به خود متكلّم است يعنى درخت حجابى بود كه خداى متعال از وراى آن با موسى سخن گفت ، و اين احتجاب به گونهاى بوده كه لايق ساحت تقدّس الهى باشد و با احاطهء خدا بر هر چيز منافات نداشته باشد .
و كلامى كه موسى مىشنود ندايى است كه به طور اجمال به معارف سهگانهء توحيد ، نبوّت و معاد اشاره دارد و به موسى خبر مىدهد كه آن ذاتى كه با تو سخن مىگويد الله است كه در الوهيّت و ربوبيّت يگانه است و تنها اوست كه لياقت پرستش دارد و همه عوالم مربوب او هستند . و لذا شايسته نيست كه غير او پرستيده شود .
( 31 )
( وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ )
: ( و اينكه اى موسى عصايت را بيفكن ، همين كه موسى عصا را ديد كه به سرعت و شدّت حركت مىكرد گويا يك مار كوچك و سبك است ، روى گرداند و گريخت ، بطوريكه پشت سرش را نيز نگاه نكرد ، خطاب رسيد : اى موسى بيا و نترس همانا تو از ايمنى يافتگانى )
در ادامه خطاب به موسى مىفرمايد : عصايت را بيفكن و چون موسى عصا را انداخت ناگهان به صورت اژدهايى درآمد كه در سرعت حركت همچون مارى كوچك بود ، به همين دليل ترس او را فرا گرفت و پا به فرار گذاشت در اين هنگام خداوند به منظور امنيّت بخشيدن به او ، وى را مخاطب قرار داد و فرمود : اى موسى بيا و نترس چون تو پيامبر و مرسل هستى و پيامبران در نزد و مقام قرب من ايمن از هر شر و سؤ هستند و چنانچه قبلا هم گفتيم اين كلام حاوى توبيخ و عتاب نيست ، چون عمل موسى يك عكس العمل طبيعى بوده و از آنجا كه او براى اوّلين بار افتخار تقرّب الهى را يافته بود ، هنوز با مقام قرب و امنيّت آن ، انس و آشنايى نداشت و خداوند با اين كلام او را توجيه فرمود .
( 32 )
( اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ