تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
بدنى و رزق نيكو و همسر صالحه و هدايت الهى و نبوّت و . . . . ( 25 )
( فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ )
: ( پس يكى از آن دو زن كه با حالت شرمگين راه مىرفت نزد موسى آمد و گفت : همانا پدرم تو را دعوت نموده تا پاداش تو را به جهت آنكه براى ما آب كشيدى ، بدهد ، همين كه موسى نزد پدرشان آمد و داستان خود را برايش بازگو نمود ، او گفت : ديگر مترس كه از دست مردم ستمگر نجات يافتى ) ظاهرا يكى از دختران شعيب در نهايت حيا ، بطوريكه عفّت و نجابت از طرز راه رفتنش پيدا بود ، به نزد موسى مىآيد و به او مىگويد : كه پدرمان تو را خوانده تا به تو جزاى سقايت گوسفندان را بدهد ، وقتى موسى به نزد شعيب رفته ، حضرت شعيب عليه السّلام ابتدا احوالات او را جويا شده و پس از ذكر ماجرا ، شعيب به او اطمينان خاطر بخشيده ، تا بداند كه نجات يافته و فرعونيان بر شهر مدين تسّلطى ندارند و به اين ترتيب دعاهاى سه‌گانه موسى به اجابت رسيد : اول نجات از شرّ ستمكاران دوّم راهنمايى و هدايت او به مدين و سوّم درخواست خير و رزق ، كه خداوند بوسيلهء اين ملاقات با شعيب رزق ده سال او را تأمين كرد و همسرى به او داد تا مايهء سكون و آرامش او باشد . ( 26 )
( قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ )
: ( يكى از آن دو زن به پدر خود گفت : اى پدر چه خوبست كه او را اجير كنى همانا بهترين اجير كسى است كه هم نيرومند باشد و هم امانت‌دار ) ظاهرا همان دخترى كه براى دعوت موسى نزد او مىرود چون از نحوه عمل او در آب دادن گوسفندان و گفتار او با خود ، متوجه عفّت و امانت و قدرتمندى او گشته « 1 » ، به پدر پيشنهاد مىكند تا او را براى مطلق حوائج خود استخدام كند كه مباشر و قائم مقام
هامش
( 1 ) . صفت قوى و امين را دختران شعيب به موسى دادند چون وقتى كه موسى به طرف خانه شعيب مىرفت به دختر آنحضرت گفت شما از پشت سر من آئيد و من جلو مىروم مرا راهنمائى كنيد به جهت آنكه مبادا چشمش به اندام وى بيافتد . ( مصحح )
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 531 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر