تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
( 19 )
( فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ )
: ( سليمان از گفتار مورچه خنديد و گفت : پروردگارا مرا وادار تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم مرحمت فرموده‌اى شكرگزار باشم و عملى شايسته نمايم كه تو آن را بپسندى و مرا به رحمت خويش در صف بندگان شايسته خود وارد نما ) از گفتار مورچه ، لبهاى سليمان عليه السّلام به خنده باز شد و سليمان به الهام الهى بدون آنكه صداى مورچه را بشنود مقصود و مراد او را درك نمود . و آنوقت غرق در سرور و بهجت از اينهمه نعمتى شد كه خداوند به او ارزانى نموده و در مقام سپاسگزارى برآمد و از خدا خواست تا شكر نعمتهايش را به او الهام كند و وى را موفّق به كارهايى نمايد كه باعث رضايت او باشد و به اين امر هم اكتفاء نكرد بلكه شكر نعمتهايى را كه خدا به پدر و مادرش ارزانى كرده بود نيز اضافه نمود ، چون خداى تعالى به پدر او داوود ، نبوت ، ملك و حكمت و فصل الخطاب بخشيده و به مادر او نيز همسرى چون داوود و فرزندى چون سليمان عليه السّلام ارزانى داشته و او را از اهل بيت نبوت قرار داده بود . پس مادر آن حضرت نيز از اهل صراط مستقيم « 1 » بوده و آنچه تورات به مادر سليمان نسبت مىدهد گزاف و بيهوده است « 2 » . در ادامه حضرت سليمان از خداوند درخواستى مىكند كه از توفيق انجام عمل صالح مهمّتر است ، چون توفيق در اسباب خارجى و فراهم شدن زمينهء سعادت و صلاح انسان مؤثر است اما آن حضرت از خداوند درخواست دعوت باطنى مىكند به صورتى كه باطن او ، وى را به سوى سعادت دعوت كند در واقع مراد از اين درخواست همان وحى خيرات است كه خداوند امامان آل ابراهيم را بواسطهء آن گرامى داشته و ايشان را به
هامش
( 1 ) . اهل صراط مستقيم يكى از اين چهار طائفه هستند : انبياء ، صديقين شهداء و صالحين همچنانكه در سوره نساء آيهء 69 ايشان را برمىشمارد . ( 2 ) . در تورات تحريف شده ، نقل شده كه مادر سليمان ، همسر اورياء بوده و داود با او زنا كرده و سپس براى كشته شدن اورياء او را به جنگ روانه مىسازد و همسر او را به عقد خود درمىآورد . كه البته ساحت انبياء از اين چرنديات منزه و مبرّاست .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 491 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر