وسيلهء روح القدس تاييد نموده همچنانكه فرمود
( وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ
« 1 » و به ايشان انجام فعل خير را وحى نموديم )
و در مرحله بعد از خداوند درخواست نمود تا او را در زمرهء بندگان صالح خود درآورد و البته صلاح ذات قدر و منزلتى بالاتر از صلاح عمل دارد و آن حضرت با اين كلام خود به اين نكته اشاره نموده كه من هر چند همه مواهبى را كه به بندگان صالحت دادهاى ، مىطلبم اما پيش از همه موهبتها به مقام عبوديّت ايشان اميدوارم كه تو آنها را بندهء خود قرار دادهاى و به همين دليل هم خداوند سليمان را به صفت بندگى ستوده و مىفرمايد
( نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
« 2 » چه بندهء خوبى بود چون بطور مداوم به ما رجوع مىكرد )
( 20 )
( وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ )
: ( و جوياى مرغان شد و گفت : چه شده كه هدهد را نمىبينم . مگر او غايب است ؟ )
( تفقّد ) يعنى جستن و متوجه فقدان چيزى شدن .
در اينجا سليمان عليه السّلام ابتدا متعجّبانه مىپرسد : چرا من هدهد را در ميان پرندگان نمىبينم ؟ يعنى از او انتظار نمىرود كه غيبت نمايد ، آنگاه از غيبت او سؤال كرده مىپرسد ، چرا او غيبت كرده است ؟
( 21 )
( لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ )
: ( هر آينه او را به عذابى سخت معذّب مىكنم و يا سرش را مىبرم ، مگر آنكه عذرى روشن و موجّه بياورد )
( لام ) عبارت لام قسم است و ( سلطان مبين ) يعنى دليل قانع كننده و روشن سليمان عليه السّلام در اينجا هدهد را بين سه سرنوشت مردّد مىكند ، عذاب شديد و يا ذبح شدن - كه در هر دو صورت شقى و بيچاره مىگردد و يا آوردن دليلى قانع كننده براى آنكه خلاصى يابد .
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 73 .
( 2 ) . سورهء ص ، آيهء 30 .