( 84 )
( وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ )
: ( و براى من در آيندگان نامى نيكو قرار بده )
ابراهيم عليه السّلام از خداوند تعالى مىخواهد تا براى او در قرون آتى ، فرزندى قرار دهد كه زبان صدق او باشد ، يعنى مانند زبان خود او منويّات وى را بيان كند ، و خداوند در آخر الزّمان كسى را مبعوث كند كه به دعوت او قيام نمايد و مردم را به كيش و ملت او يعنى دين توحيد دعوت نمايد .
بعضى مفسران « 1 » گفتهاند : مراد از
( لِسانَ صِدْقٍ )
بعثت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و إله و سلم است و از خود آن حضرت هم روايت شده كه فرمود : من دعاى پدرم ابراهيم هستم . بعضى ديگر « 2 » نيز آن را به معناى اين دانستهاند كه خداوند ذكر جميل و ستايش نيكوى او را تا قيامت باقى بگذارد و خداوند هم دعاى او را مستجاب گردانده و اهل ايمان همواره از ابراهيم عليه السّلام به عنوان قهرمان توحيد ياد مىكنند « 3 » .
( 85 )
( وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ )
: ( و مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار بده )
چنانچه در تفسير سورهء مؤمنون آيه 10 و 11 ، گفته شد ، ارث به معناى انتقال چيزى از غير ، به انسان است و چون خداوند بهشت را براى همه انسانها آفريد ، اما كافران با اعمال خود ، بهشت را از كف دادند در نتيجه بهشت تنها براى مؤمنان باقى مانده و به ايشان ارث رسيد .
و ابراهيم در اين آيه از خداوند مىخواهد كه او را از اهل ايمان و وارثان بهشت قرار دهد .
( 86 )
( وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ )
: ( و پدرم را بيامرز كه او از گمراهان بود )
( 87 )
( وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ )
: ( و مرا در روزى كه مردم برانگيخته مىشوند خوار مساز )
( 88 )
( يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ )
: ( روزى كه نه مال و نه فرزندان سودى نمىدهند )
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى ، ج 19 .
( 2 ) . تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 8 .
( 3 ) . در تفسير قمى ، ج 2 نقل شده كه مقصود از ( لسان صدق ) حضرت على عليه السّلام مىباشد .