علاقهمند است و به همين دليل تو را از ميان همهء افراد بشر براى تكلّم با خود اختصاص داده ، و خدا پروردگار ما نيز هست ، پس چرا با ما حرف نمىزند و خود را به ما نشان نمىدهد ؟ ! خداوند در توصيف گفتار ايشان مىفرمايد : محققا سوگند مىخورم كه ايشان بدون هيچ حقّى خواستار كبر و بزرگى براى خود شدند و طغيانى عظيم نمودند .
( 22 )
( يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً )
:
( روزى كه فرشتگان را ببينند آن روز ، براى گنهكاران بشارتى نيست و دور باد مىگويند )
( حِجْراً مَحْجُوراً )
اصطلاحى است كه مشركين در هنگام ديدن چيزى كه از آن بيم داشتند به زبان مىآوردند و معناى آن اين است كه : بر تو حرام است متعرّض من شوى ، و يا اينكه : مرا پناه دهيد .
به هر جهت مفاد آيه اين است كه مشركينى كه منكر معاد هستند ، در روزيكه ملائكه را ببينند ، در آن زمان هيچگونه بشارتى براى عموم گنهكاران و من جمله اين مشركين نخواهد بود . چون ملائكه را نخواهند ديد مگر در روزى كه با عذاب آتش روبرو شده باشند و در آن زمان خطاب به ملائكه مىگويند : ما را پناه دهيد و يا ملائكه به مشركين مىگويند « 1 » : حرام است بر شما شنيدن بشارت و يا دخول به بهشت و امروز براى شما پناهى نيست ، اما معناى اوّل به سياق نزديكتر است .
( 23 )
( وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً )
: ( و به آن اعمالى كه كردهاند مىپردازيم و آن را چون غبارى پراكنده كنيم )
( عمل ) عبارتست از هر فعلى كه جاندارى آن را با قصد انجام دهد .
( هباء ) يعنى خاك بسيار نرم و غبار پراكنده و ( منثور ) يعنى پاشيده شده .
مىفرمايد : ما به يك يك اعمالى كه كردهاند مىپردازيم ( و عمل آن چيزى است كه در زندگى آخرت باعث تحقّق معيشت آدمى است ) و آن را طورى از هم مىپاشيم كه چون غبار پراكنده و نابود شود و ديگر نتوانند از آن بهرهمند گردند ، پس قهر الهى بر همه اعمال آنها چيره مىشود و آنها را باطل و حابط مىسازد و به همين دليل هم در قيامت
هامش
( 1 ) . روح المعانى ، ج 19 .