تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
يعنى اى محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم تو اولين پيامبرى نيستى كه خصوصيّات بشرى دارى و غذا مىخورى و به كسب معاش اشتغال دارى ، همچنانكه در جاى ديگر مىفرمايد
( قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ
« 1 » بگو من پيامبرى نوظهور نيستم ) بلكه همه پيامبران در خواصّ بشرى مانند تو و ساير مردمند ، بدون اينكه ضررى به دعوت و رسالتشان وارد شود و علّت اين امر آنست كه ما بعضى از مردم را وسيلهء امتحان بعضى ديگر قرار داده‌ايم ، از آن جمله رسولان باعث امتحان مردم هستند و به وسيله آنها اهل ايمان از اهل شك و پيروان هوى و هوس ، از طالبان حق متمايز مىشوند . پس آيا صبر و خويشتندارى مىكنيد ؟ و مراد از صبر همه اقسام صبر - صبر بر تلخى مصائب و صبر در طاعت خدا و صبر در برابر ارتكاب معصيّت و ترك آن - است . به هر جهت بدان كه پروردگارت بيناست پس به صواب و صحيح هر امرى داناست و هر امرى را در موضع مناسب آن قرار مىدهد و نظام اتّم عالم هم بر همين منوال جريان دارد و هدف نظام عالم ، كمال هر فرد ، از راه پيمودن طريق سعادت و يا شقاوت به حسب استحقاق و استعداد ذاتى اوست ، و لازمهء اين امر آن است كه سنّت امتحان در ميان همهء افراد - من جمله انبياء - گسترش يابد و هيچكس از آن مستثنى نباشد .

[ آيهء ( 31 - 21 ) بيان احتجاج در ردّ كفّارى كه رسالت پيامبر صلى اللّه عليه و إله و سلم را انكار مىكردند و شرح احوال و اقوال آنان در قيامت ]

( 21 )
( وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً )
: ( كسانى كه اميد ديدار ما را ندارند ، گويند : چرا فرشتگان به ما نازل نمىشوند ؟ يا چرا پروردگار خويش را نمىبينيم ؟ به تحقيق كه خود را بزرگ شمردند و زياده‌روى بسيارى كردند ) يعنى افرادى كه منكر معاد و بازگشت بسوى پروردگارشان هستند مىگويند : چرا فرشتگان بر ما نازل نمىشوند و يا ما پروردگار را نمىبينيم تا در اين صورت رسالت تو را تصديق كنيم ؟ و محتواى گفتار آنها اين است كه اگر نزول فرشته بر يك فرد بشر و يا تكلّم خدا با او ممكن باشد ، ما هم كه مانند تو بشر هستيم ، بايد اين امور براى ما هم ممكن بشود ، در واقع خطاب به پيامبر مىگويند : تو معتقدى خدا ربّ توست و به تو
هامش
( 1 ) . سورهء احقاف ، آيهء 9 .