تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
( 2 )
( الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً )
: ( همان كه فرمانروايى آسمانها و زمين مخصوص اوست و هرگز فرزندى نگرفته و در فرمانروايى شريكى ندارد ، و همه چيز را آفريده و آن را اندازه كرده ، اندازه‌اى دقيق ) يعنى خداوند تنها ملك و مالك مطلق آسمانها و زمين است و مىتواند هر گونه تصرّفى در آنها بنمايد و آنها به هيچ وجه از خود استقلالى ندارند و حكم و اداره و گردش آسياى هستى مختصّ به خداى متعال است و اين مالكيّت مطلق ، حاجتى براى فرزند گرفتن باقى نمىگذارد ، چون فرزند گرفتن براى يكى از اين دو حاجت است : 1 - محدوديّت بقاء و لزوم وجود جانشين و 2 - عدم قدرت تدبير و محدوديّت آن ، و هر دوى اين فرضها در مورد خداوند باطل است چون او موجود سرمدى و بدون فناست و نيازى به جانشين ندارد و از طرف ديگر فرمانروا و قادر مطلق است و هر چه اراده كند محقّق مىشود لذا نيازى به اخذ فرزند ندارد . كه اين كلام ردّ بر مشركين و نصارى است كه براى خداوند قائل به فرزند هستند . در مرحله بعدى وجود شريك در ملك را نفى مىنمايد ، چون احتياج به شريك در صورتى متصوّر است كه ملك قادر به اداره جميع امور ملك خود نباشد يا ملك او شامل همه چيز نباشد ، در حالى كه ملك خدا عام و محيط بر همه موجودات عالم و همهء جهات وجودى آنهاست و هيچ چيز از تحت سلطهء مالكيّت خدا بيرون نيست ، اين كلام نيز ردّ بر مشركين است كه آلهه را شريك خدا مىپندارند . و در مرحلهء آخر هم خلقت و تدبير همهء موجودات را به خداى متعال اختصاص مىدهد ، چون او رب العالمين و مالك آسمانها و زمين و متصرّف و حاكم در آنهاست و اين امر مستلزم قيام خلقت و تقدير و تدبير آن به خداى تعالى است ، لذا او داراى ملك و تدبير است و پروردگار عظيمى است كه هيچ ربّى به غير او نيست . ( 3 )
( وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً )
: ( ولى آنها به غير خدا ، خدايانى