تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
مشرك ، و زن زناكار نيز اگر مشهور به زنا شد و حدّ بر وى جارى گشت ولى توبه نكرد ، ديگر ازدواج مردان پاك و مسلمان با او حرام است ، بلكه بايد با مردى مشرك يا زناكار ازدواج كند . چون لياقت ايشان به ازدواج با افرادى مانند خودشان است . و در آخر مىفرمايد اين عمل يعنى ازدواج با مرد يا زن مشرك يا زناكار بر مؤمنان كه خداوند آنها را با وصف
( وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ )
« 1 » توصيف فرمود ، حرام است . ( 4 )
( وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ )
: ( و كسانى كه به زنان پاكدامن نسبت زنا بدهند و چهار شاهد عادل بر ادّعاى خود نياورند ، آنان را به هشتاد تازيانه كيفر دهيد و هرگز شهادت آنها را نپذيريد و ايشان مردمى فاسق و تبهكارند . ) ( 5 )
( إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )
: ( جز كسانى كه توبه كردند و در مقام اصلاح برآمدند در اين صورت خدا آمرزنده و مهربان است . ) ( رمى ) يعنى انداختن و پرتاب كردن كه در استعاره براى نسبت دادن امرى ناپسند نيز استعمال مىشود كه آن را ( قذف ) نيز مىگويند . هر شخصى كه به زنان عفيف و پاكدامن نسبت زنا بدهد و بر ادّعاى خود 4 شاهد عادل نياورد ، بايد او را هشتاد تازيانه بزنند و ديگر هرگز شهادت او را نپذيرند چون اينچنين افرادى فاسق و خارج از طاعت هستند . و فرقى هم نمىكند كه نسبت دهنده مرد باشد يا زن ، عبد باشد يا آزاد . آنگاه در مقام استثناء مىفرمايد : مگر آنان كه توبه نموده و عمل خود را اصلاح كنند ، كه در اين صورت چون خدا آمرزنده و مهربان است گناهشان را مىآمرزد و به آنها رحم مىكند ، يعنى حكم فسق و پذيرفته نشدن شهادت ابدى را از ايشان برمىدارد ، اما حكم تازيانه همچنان باقى مىماند ، تا كسى به خود جرأت ندهد كه به زنان پاكدامن نسبت ناروا دهد . ( 6 )
( وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ )
: ( و كسانى كه به همسرانشان نسبت زنا دهند و
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 5 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 363 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر