تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
با عالم غيب ارتباط داشت ، بايد شما هم كه در بشريّت مانند او هستيد با عالم غيب مرتبط بوديد و حالا كه چنين نيست معلوم مىشود كه او كاذب است و فقط مىخواهد بر شما برترى بيابد و رياست كند . ثانيا ) گفتند : اگر خدا مىخواست ما را بوسيلهء رسولى با دعوت غيبى هدايت كند بايد حتما يكى از ملائكه مقرّب و شفعاء درگاه خود را به سوى ما مىفرستاد ، چون آنها براى اين كار شايسته‌تر از يك فرد معمولى بشر هستند . ثالثا ) گفتند : اگر دعوت او حق بود ، بايد در گذشته نظير و مانندى برايش پيدا مىشد و قطعا پدران و اجداد ما نظير اين سخنان را شنيده بودند و حالا كه اين دعوت امر نوظهور و بىسابقه‌اى است ، معلوم مىشود كه كاذب است . رابعا ) گفتند : اين مرد يك فرد جن زده است كه جن در او حلول كرده و از زبان او سخن مىگويد ، چون چيزهايى مىگويد كه عقل سليم آن را قبول ندارد ، ناگزير مدّتى صبر كنيد تا شايد از اين جنون بهبودى يابد و يا مرگش برسد و از شرّش راحت شويد . ( 26 )
( قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ )
: ( نوح گفت : پروردگارا مرا در برابر تكذيبى كه نمودند ، يارى فرما ) نوح در مقام التجاء به پروردگار عرض مىكند : خدايا عوض و بدل تكذيب ايشان ، تو مرا يارى كن و شايد هم ( باء سببيّت ) باشد كه در اين صورت معنا چنين مىشود كه : خدايا مرا با همان وسيله‌اى كه اين مردم آن را تكذيب كردند يارى كن ، يعنى با عذاب خود آنها را نابود ساز چون قوم او وعدهء عذاب را تكذيب مىكردند . ( 27 )
( فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ )
: ( پس ما به او وحى كرديم كه تحت نظارت ما و به امر ما كشتى را بساز ، پس زمانيكه امر ما آمد و آب از تنور فوران كرد ، در آن سوار شو و از هر جاندارى يك نر و يك ماده ، همراه خود ببر و خانواده‌ات را هم سوار كن مگر آن كسانى كه فرمان ما بر هلاكت بر آنها سبقت گرفته و مبادا دربارهء ستمكاران و