دريا بوسيله كشتى آمد و رفت مىنماييد . كه اين نيز خود دليلى بر تدبير خداوند در امر خلقت است .
[ آيهء ( 54 - 23 ) ماجراى قوم نوح و عاقبت آنها ]
( 23 )
( وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ )
: ( و به تحقيق ما نوح را به سوى قومش فرستاديم ، پس گفت : اى قوم من خدا را بپرستيد كه جز او شما را معبودى نيست ، آيا پرهيزگار نمىشويد ؟ )
در تفسير سورهء هود ذكر شد كه نوح اولين پيامبر اولوالعزم و صاحب كتاب و شريعت است ، آن حضرت قوم خود را بسوى توحيد و ترك عبادت معبودهاى ديگر چون بتها و ملائكه و جن و شياطين انسى ، دعوت كرد و فرمود : اى مردم خداى واحد را بپرستيد كه جز او معبود و ربّى براى شما نيست ، تا شما به اميد رحمت آنها يا از ترس نارضايتى و سخطشان ، آنها را عبادت كنيد و حالا كه مدبّر و ربّى جز خداى واحد نيست با اين حال باز هم از خدا نمىترسيد و از عذاب او بيم نداريد كه غير او را عبادت مىكنيد و به او كفر مىورزيد ؟
( 24 )
( فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ )
: ( پس اشراف قوم او كه كفر ورزيدند گفتند : او جز بشرى مانند شما نيست كه مىخواهد بر شما برترى بيابد ، و اگر خدا مىخواست رسولى بفرستد حتما ملائكه را مىفرستاد ، ما اين سخنان را از اجداد خود نشنيدهايم )
( 25 )
( إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ )
: ( او جز يك مرد مبتلا به جنون نيست ، پس انتظار بريد تا زمان معيّن )
مىفرمايد اشراف قوم نوح كه حتّى يك نفر از آنها هم ايمان نياورده بود ( پس قيد - الذين كفروا - قيد توضيحى است نه احترازى ) براى آنكه مردم را از نوح روى گردان نموده و آنها را عليه وى تحريك نمايند و او را ساكت و منزوى كنند ، خطاب به مردم چهار دليل آوردند كه يا جنبهء افترا دارد و يا مغالطه .
اولا ) گفتند : اين شخص بشرى چون شماست و اگر او در ادّعاى نبوّتش صادق بود و