تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
گرديده . ( 74 )
( ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ )
: ( خدا را آنگونه كه بايد نشناختند بدرستى كه خدا توانا و چيره است ) ( قدر ) هر چيزى ، اندازه تعيين مقدار آن است كه بطور كنايه در مورد مقام و منزلتى كه چيزى بر حسب اوصاف و خصوصيّات دارد استعمال مىشود . مىفرمايد : مشركان خدا را بر حسب آنچه صفات علياى او اقتضا دارد ، نشناختند و با او آنطور كه شايسته بود معامله ننمودند و او را ربّ خود نگرفتند و به اوامر او عمل نكردند بلكه معبودهايى به غير او برگزيدند و از روى ترس و طمع آنها را عبادت كردند در حالى كه معبودهاى آنها ابدا قدرتى بر ايجاد و تدبير ندارند و حتّى از يك مگس هم ضعيفتر هستند ، امّا خداوند يكتا ، نيرومندى است كه هرگز ضعف عارض او نمىشود و عزيزى است كه هرگز ذلّت به ساحت او راه ندارد ، ولى مشركان ميان چنين خداى قادر و عزيز مطلق و ميان بتها و آلهه كه از مگس هم ضعيفترند ، برابرى انداختند و به اين هم قناعت نكردند بلكه آن بتها را ارباب گرفتند و خدا را ربّ ندانستند . پس آنها در حقّ پروردگارشان سهل انگارى و تقصير نموده‌اند . ( 75 )
( اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ )
: ( خداوند از ميان فرشتگان و مردم فرستادگانى برمىگزيند همانا خدا شنوا و بينا است ) ( اصطفاء ) يعنى گرفتن خالص و صافى هر چيز ، مىفرمايد : خداوند از ميان فرشتگان و مردم ، كسانى را كه صلاحيّت رسالت داشته و صافى و خالص باشند براى رسالت برمىگزيند ، در واقع لازمهء اين امر اين است كه اوّلا : رسول قرار دادن براى بشر ، بر خداوند امرى واجب باشد و ثانيا : رسولان معصوم باشند و در آخر مىفرمايد : خداوند شنوا و بيناست يعنى حاجت مردم به هدايت شدن توسّط رسولان را مىشناسد و استّدعاى آنها را براى رفع حاجاتشان مىشنود و به همين جهت رسولان خود را به سوى ايشان مىفرستد .