( 59 )
( لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ )
: ( و حتما ايشان را به جايى وارد مىكند كه از آن خشنود باشند و همانا خداوند دانا و بردبار است )
پاداش ، مترتّب بر عمل صالح مىشود و عمل صالح بستگى به خلوص نيّت دارد لذا قيد ( فى سبيل اللّه ) ناظر بر هر دو فعل ( قتلوا ) و ( اوماتوا ) مىباشد پس كسانى كه در راه خدا كشته شدند يا مردند و يا غربت كشيدند خداوند آنها را در برابر مهاجرت و مشقّتى كه كشيدند روزيى نيكو مىدهد و او بهترين روزى دهندگان است البته مراد از رزق همان نعمت اخروى است كه جايگاه آن بعد از موت يا كشته شدن مىباشد .
در ادامه آن رزق حسن را توضيح مىدهد و مىفرمايد آنها را وارد مدخل و بهشتى مىنمائيم كه در آنجا خشنود خواهند شد و هر چه اراده كنند برايشان مهيّا مىباشد و هرگز از آن كراهتى نخواهند داشت . و چون خدا دانا و بردبار است مىداند كه چه چيز باعث خشنودى ايشان مىشود و همه را برايشان فراهم مىنمايد و در عقوبت دشمنان ستمگر ايشان عجله نمىكند .
( 60 )
( ذلِكَ وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ )
: ( اينچنين است و هر كه عقوبت كند نظير آن عقوبت كه ديده است ، آنگاه بر او ستم كنند ، خدا او را نصرت دهد بدرستى كه خدا بخشندهء آمرزنده است )
( عقاب ) يعنى مؤاخذه به نحوى ناخوشايند و اينكه آن را عقاب ناميدهاند به جهت آنست كه در عقب و بدنبال فعل مىآيد و ( عقاب به مثل عقاب ) كنايه از مقابله به مثل است كه چون عمل شايستهاى نيست آن را مقيّد به قيد ( بغى ) نمود ، لذا مىفرمايد هر كس ستم كنندهء بر خود را عقاب كند و با او معامله به مثل نمايد ، خدا او را يارى كرده ، چون اجازه چنين عملى را به وى داده ، زيرا خداوند آمرزنده و بخشنده است و آنچه اثر زشت كه اين مقابله به مثل دارد محو مىكند ، زيرا اگر محو نكند اين معامله به مثل و انتقام در نظام حيات اثر زشت خود را مىگذارد و عقاب امرى مورد كراهت خداوند است ، امّا زمانيكه عقاب از جانب مظلوم باشد و شخص ظالم و باغى را عقاب كند ، خداوند آن اثر زشت و مبغوض را مىپوشاند و اين قاعده منطبق بر ارتباطات در ميان