و خداوند آنچنان علّوى دارد كه هيچ چيز برتر و والاتر از و نيست و بزرگى او به گونهايست كه در برابر هيچ چيز ذليل و خوار نمىگردد و از همه چيز بزرگتر است و اين علّو و كبر از فروعات حق بودن يعنى ثبوت و زوال ناپذيرى اوست .
( 63 )
( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ )
: ( آيا نمىبينى كه خدا از آسمان آبى نازل مىكند كه زمين سبز شود و خدا دقيق و كاردان است ؟ )
در اين آيه بوسيلهء فرستادن آب از آسمان و سرسبز نمودن زمين ، بر مسأله عموم قدرت خداى متعال استشهاد شده ، و منظور از آسمان هر چيز بالاى سر است ، و آنگاه عموم قدرت خود را به اين ترتيب تعليل مىكند كه خداوند لطيف و باريك بين است يعنى دقايق اشياء عالم را مىداند و خبير است يعنى نسبت به همه چيز آگاه مىباشد و به همين دليل ، خود به عموم قدرتش گواهى مىدهد .
( 64 )
( لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ )
: ( هر چه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همانا خداوند ، اوست كه بىنياز و ستوده است )
پس خداوند مالك مطلق آسمانها و زمين است و در ملك خود آنطور كه بخواهد و به مقتضاى لطف و آگاهيش تصرّف مىكند و او بىنياز مطلق است پس هيچ نيازى به آن تصرّفات ندارد و در عين حال همه تصرّفات او نافع و ستوده است ، امّا نفع آن عايد خلق مىگردد نه عايد خودش .
( 65 )
( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ )
: ( مگر نمىبينى كه خداوند كائنات زمين را به خدمت شما درآورده و كشتىها به فرمان او در درياها روان است و او آسمان را از اينكه بدون اذن او بر زمين فرو افتد ، نگاه مىدارد ، بدرستى كه خداوند نسبت به مردم مهربان و رحيم است )
اين آيه استشهاد ديگرى بر عموميّت قدرت خداست ، كه چگونه خداوند همه موجودات زمين را مسخّر و رام بشر قرار داده و به موجب قانون تكوينى شناورى