[ آيهء ( 57 - 38 ) نخستين آيات دربارهء جهاد و اذن قتال به مؤمنين ]
( 38 )
( إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ )
: ( بدرستى كه خداوند از كسانى كه ايمان آوردهاند ، دفاع مىكند همانا خدا خيانتگران ناسپاس را دوست ندارد )
( خوّان ) يعنى شخص بسيار خائن و ( كفور ) يعنى شخص بسيار ناسپاس و كافر .
مىفرمايد : خدا از مؤمنان دفاع مىكند و شرّ مشركين خيانتكار و كفران پيشه را از ايشان دفع مىنمايد چون او ايشان را دوست مىدارد ، ولى مشركان خائن و ناسپاس را دوست نمىدارد زيرا مؤمنان رعايت امانت خدا ( دين الهى ) را كردند و نعمت او را شكر گزاردند امّا مشركين در امانت دين و دعوت حقه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم - كه خداوند آن را در فطرتشان به وديعه نهاده بود تا به سعادت دنيا و آخرت برسند - خيانت ورزيدند و در برابر نعمتهاى ظاهرى و باطنى كه خدا روزى ايشان كرده بود كفران و ناسپاسى كردند .
( 39 )
( أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ )
: ( به كسانى كه مورد ستم واقع شدهاند و با ايشان كارزار شده ، اجازه داده شد تا قتال كنند و خدا بر نصرت ايشان قادر است )
( اذن ) فرمان به اذن است نه اخبار از آن .
مىفرمايد : از جانب خدا به مؤمنانى كه مورد كشتار مشركين واقع شدهاند اجازهء كارزار و قتال داده شد و فلسفهء اين اجازه هم اين است كه مشركان آغاز به ستم و تجاوز كردهاند و اينكه فاعل ( اذن ) را ذكر نكرده به جهت تعظيم و بزرگداشت بوده است ، همچنانكه در آخر هم نمىفرمايد : خدا آنها را يارى مىكند ، بلكه براى آنكه اشاره كند كه خدا آنقدر عظيم است كه اين امر براى او بسيار آسان و بىاهميّت مىباشد ، فرمود :
همانا خدا بر يارى و نصرت ايشان تواناست يعنى براى كسى كه قدرت مطلق دارد يارى كردن دوستان ، امرى آسان و ميسّر است .
( 40 )
( الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ )
: ( همان كسانى كه از ديارشان