بدارد اين عمل او از تقواى قلبش نشأت مىگيرد . چون حقيقت تقوى و از مصاديق تقوى آن است كه انسان از ناخشنودى و سخط الهى احتراز كند و از محرّمات او اجتناب نمايد كه اين عمل امرى معنوى و قائم به دل انسان است .
( 33 )
( لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّها إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ )
: ( براى شما تا مدتى از آن امر منافعى است آنگاه محّل آن به سوى خانه كعبه است )
يعنى براى شما در اين شعائر ( مخصوصا شتران قربانى ) منافعى است از قبيل سوار شدن بر پشت آنها و نوشيدن شيرشان در هنگام احتياج البته تا مدتى معيّن ، و آن وقتى است كه بايد قربانى شوند ، و آنگاه وقت رسيدن اجل آن براى ذبح تا زمان رسيدن به خانه كعبه به اتمام مىرسد ، اين معنا مطابق روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام است ليكن بعضى مفسران « 1 » گفتهاند مراد از شعائر ، مناسك حج است و منافع امر تجارت و خريد و فروش مىباشد و سرآمد مناسك حجّ كنار خانهء خداست كه در آنجا آخرين عمل حجّ يعنى طواف انجام مىشود .
( 34 )
( وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ )
: ( و براى هر امتّى عبادتى قرار داديم ، تا نام خدا را بر حيوانات زبان بستهاى كه روزيشان شده ، ياد كنند ، پس معبود شما خداى يگانه است ، مطيع او شويد و فروتنان را بشارت بده )
( 35 )
( الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرِينَ عَلى ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ )
: ( همان كسانى كه وقتى نام خدا برده شود ، دلهايشان بترسد و در برابر حوادث صبورند و نماز به پا مىدارند و از آنچه روزيشان كردهايم ، انفاق مىكنند )
مىفرمايد ما براى تمام امّتهاى مؤمن گذشته عباداتى قرار داديم كه مشتمل بر قربانى و ذبح بود تا آنان هم نام خدا را هنگام ذبح بر چهارپايانى كه خدا روزيشان كرده ، ببرند ، پس شما امّت ابراهيمى ، اوّلين امّتى نيستيد كه قربانى برايتان مقرّر شده .
هامش
( 1 ) . تفسير كشّاف ، ج 3 .